تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
و در جواز به كار بردن تعويذ براى آسايش از بيمارى يا موجود موذى اختلاف است : آنها كه جايز دانسته‌اند نقل كرده‌اند كه پيغمبر اين كار را مىكرد و چند حديث نقل كرده‌اند ، هشتمين آنكه عايشه گفت : چون جائى از بدن مبارك پيغمبر درد مىگرفت پيغمبر در كف راست خود سوره ى قل هو اللَّه و معوّذتين مىخواند و بجاى درد مىماليد . و آنها كه منكرند گفته‌اند : جابر از پيغمبر ( ص ) نقل كرد كه آن حضرت نهى كرد از دستاويز كردن قواى غير طبيعى براى بهبودى و فرمود خدا را بندگانى است كه نه تعويذ و نه عزائم مىكنند و نه داغ بلكه به خدا توكّل مىكنند « انّ للَّه عبادا لا يكتبون و لا يسترقون وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ » و فرمود آنكه اين كارها بكند به خدا توكّل نكرده ، و در دعا به گردن آويختن نيز اختلاف است و نقل است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : آنكه چيزى بياويزد وابسته به آن مىشود ، و مىگويند : از همانچه آويخته بهبود بگيرد « من علَّق شيئا وكل به » و نقل است عبد اللَّه مسعود ديد كنيزش كه فرزند از او داشت تعويذى ببازو بسته است آن را به سختى كشيد و كند . و آنها كه آن را جايز دانسته‌اند نقل كرده‌اند از حضرت باقر عليه السّلام پرسيدند از تعويذ به بچه آويختن . آن حضرت اجازه داد . و در دميدن به بيمار نيز اختلاف است : آنها كه روا مىدانند از عايشه نقل كرده‌اند : چون پيغمبر ناراحتى داشت معوّذتين مىخواند و بر خود مىدميد و دست بر بدن مىكشيد و در بيمارى مرگ آن حضرت من به همانگونه كه خود معوّذتين مى - خواند و به خود مىدميد مىخواندم و بر آن حضرت مىدميدم . و نقل است كه آن حضرت چون به بستر خواب مىرفت بر دست خود مىدميد و معوّذتين ميخواند و دستها بر بدن مىماليد . و آنها كه روا نمىدانند دميدن را بر بيمار نقل كرده‌اند : عكرمه از آنها نهى كرد . و بعضى نقل كرده‌اند : نزد ضحّاك رفتم و او بيمار بود گفتم اجازه دارم تو را تعويذ كنم ؟ گفت : بلى ولى دميدن نباشد و من معوّذتين خواندم و تعويذش كردم . و در مقصود از نفّاثات چند احتمال است : 1 - زنها هستند چون اين كار از آنها بيشتر است 2 - چون دختران