تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
لبيد بن عاصم يهودى پيغمبر را جادو كردند مقصود شرّ اين كار آنها است 3 - مقصود نفوس نفاثّات كه به مناسبت نفوس ، نفّاثات مؤنّث آورده شده است 4 - يعنى جماعات نفاثّات كه گروهى فراهم شوند و جادو كنند زيرا چون گروه جادوان براى جادو فراهم شوند نتيجه ى كار بيشتر باشد . و معتزله گويند جادو كارگر نيست و براى آن پناه به خدا برده مىشود كه : 1 - اين كار گناه است و از آن گناه بايد پناهنده به خدا شد 2 - از آشوب و گرفتارى مردم در باور كردن جادو بايد پناه به خدا برد 3 - چون مىشود كه جادو چيزى بد و آسيب آور به كسى بخوراند تا جادوى او كارگر شود از اين روى بايد پناهنده ى حقّ شد كه از آسيب آن برهند . عبده : مقصود از « النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ » مردم سخنچين است كه روابط ميان دوستان را تيره مىكنند ، و در آيه كه اين مردم را با اين گونه كلمات ياد كرده است به اين مناسبت است كه جادو مردم را به اين گونه فريب مىدهد كه رشته اى را گره مىزند و آن را مىگشايد كنايه از اينكه اين گره پيوند زناشوئى فلان كسان بود و من گشودم و آنها از يكدگر جدا شدند . مردم سخنچين هم وجدان دوستان را نسبت به هم تيره مىكنند و همانند جادو پيوند دوستى را پاره مىكند و مانند شب تيره كه آدمى را به راه غلط ميبرد اين كسان هم دوستان را به راه بد و بد بينى به يكدگر رهبرى مىكنند از اين روى اين آيه بدنبال « غاسِقٍ إِذا وَقَبَ » آورده شده است . و چون سحر در لغت به معنى برگرداندن چيزى است از اصل و حقيقت آن پس چه مانعى دارد سحر همان دستاويزهائى را بدانيم كه بعضى كسان مىآموزند براى جدا كردن مردم و پديد آوردن بد دلى در ميانشان چنان كه سياستمداران پاره اى حكومتها مىآموزند و ورزيده ى اين كار مىشوند ، و سياق آيه دور از اين معنى نيست و توصيف جادو به جدائى زن و مرد در قرآن ممكن است براى مثال و نمونه باشد و نماياندن مطلب بزشتترين صورت كه اين گونه مردم كارشان به آنجا مىكشد كه مىتوانند ميان زن و شوهر جدائى