بايد نظم دعوت پيغمبر را چنين تجزيه كنيم : آن اللَّه كه شما به زبان مىآوريد و در سوگند خود و دگر جا مىگوئيد يكى است صمد است نه زاده نه زايد و نه برابر دارد پس بگوئيد : جز او خدائى نيست تا رستگار شويد .
سورهء فلق - 113
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ( 1 ) مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ ( 2 ) وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ ( 3 ) وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ ( 4 )
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ ( 5 )
معنى لغات : « الْفَلَقِ » بامداد ، همه ى آفريده ها ، نمودار شدن حقّ و غيره . « غاسِقٍ » ماه ، شب بسيار تاريك ، مار سياه . وقب و وقبت آمد و رو - آورد ، بدرون سوراخ رفت ، خورشيد پنهان شد ، تيرگى پراكنده شد و همه جا را گرفت ، ماه بكسوف رفت ، وقبه بمعنى گودى روى سنگ و سوراخ بزرگ . « نفّاث » ساحر و جادو و مؤنّث نافث .
ترجمه : بنام خداى بخشنده ى مهربان
اى محمّد ، بگو : 1 پناهنده ى پروردگار آفرينشم
2 از بد آنچه آفريده
3 و از زيان تاريكى كه فرو رفته و فراگير شده
4 و هم از بد جادوان كه رشته ها گره زنند و بدانها دمند
5 و از بد بدخواه كه [ خوى بدش بجنبد و ] بدخواه شود .
جهت نزول : سيوطىّ : بيهقىّ از ابو صالح از ابن عبّاس نقل كرده است لبيد بن اعصم يهودى پيغمبر را جادو كرد و آن حضرت بيمار شد و خبردارش كردند و عمّار را با ديگرى فرستاد بسر چاهى و از آن رشته اى كه يازده گره داشت بيرون آوردند و آيات اين سوره و سوره ى بربّ النّاس بر هر يك از آن گره ها خواندند و آنها باز شد و پيغمبر بهبود يافت « 1 » .
در مجمع با تفصيل بيشتر نوشته است .
هامش
( 1 ) صحّت اين قصّه بسيار بعيد است و به نظر ميرسد از ساخته هاى قصّه سازان باشد ( مصحّح )