تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
بيت :
كمالش روى هر انديشه بر بست خرد را پشت از اين انديشه بشكست
عبده : چون رسالت پيغمبر براى سه اصل است : 1 - يكتا شناسى و توحيد كامل 2 - احكام و وظائف 3 - حالات پس از مرگ . و چون اين سوره توحيد و اوّل وظيفه ى پيغمبر را نشان مىدهد پس نياز نيست كه مردم به آن حضرت بگويند : خدا را توصيف كن و اين سوره نازل شود بلكه دستور به آن حضرت است كه با اين جمله ها مردم را به توحيد آشنا كن و اوّل كار پيغمبرى خود را به اين سوره پايه گذارى كن و چون معنى صمد آن كس است كه نيازمنديها وابسته به او است پس با جلو آوردن كلمه ى اللَّه مىرساند كه بجز خداوند كس انجام نيازمندى نكند و ميانجى ، كارى انجام نمىدهد ولى بتپرستان و بسيارى دينداران بر خلاف اين آيه از غير خدا انجام نياز خود خواهند اگرچه از گور بزرگان و پيشوايانشان باشد . « كُفُواً أَحَدٌ » 4 مجمع : مشهور با ضمّ فاء و همزه ى آخر خوانده‌اند كفوءا و با سكون فاء « كفوأ » و نيز با ضمّ فاء و فتحه واو آخر بجاى همزه « كُفُواً » خوانده‌اند و روايت است كه در آخر هر آيتى از اين سوره پيغمبر وقف مىكرد . و فضيل بن - يسار گفت : امام باقر ( ع ) به من دستور فرمود : پس از تمام كردن اين سوره در قرائت سه مرتبه بگويم : « كذلك اللَّه ربّي » . فخر : با كاف مكسور و سكون فاء قرائت شده است . و از ابو عبيده است : كفو و كفء و كفاء به يك معنى است . سخن ما : اگرچه نقل كرديم اختلاف نزول اين سوره را در مكّه يا مدينه ولى ظاهر اين سوره مىرساند كه به مكّه نازل شده است چون بهر جا كه پيغمبر به مردم مىفرموده است « قولوا لا إله الَّا اللَّه تفلحوا » بايد آن اللَّه كه ياد كرده معرّفى كند تا بتوانند بپذيرند كه جز او الهى نيست و اين مقتضى است كه نزول سوره در دوران اوّل بعثت باشد كه دعوت با معرّفى باشد و با اين احتمال