« هذه آلهتنا » و اشاره به حاضر محسوس مىكردند ، دستور رسيد كه آن حضرت در برابرشان اشاره به غايت از حواسّ آدمى كند . و عموم قاريها « أَحَدٌ » با تنوين خواندهاند و ابو عمرو بىتنوين مىخواند و وقف مىكرد و به اللَّه آغاز مىكرد و گاهى احد اللَّه مىخواند كه دال را به لام وصل مىكرد .
ابو الفتوح : در قرائت عبد اللَّه مسعود است « قل هو اللَّه الواحد » و در معنى تفاوت ندارد . و احد ، در اصل وحد بوده است مشتقّ از واحدة ، و عرب و او را بدل به همزه مىكند . و بعضى گفتند : احد بليغتر از واحد است . و بعضى گفتند : واحد اسم است و احد صفت و بعضى ديگر گفتند : واحد در اثبات گفته مىشود ، و احد در نفى مثل ما جاءني احد و جاءني واحد من القوم .
كشف : گفتهاند : احد يعنى اوّل چون او اوّل همه و جلو از همه است ، و بعضى گفتهاند : يعنى يگانه در پديد كردن نبوده و نمودار كردن پوشيده ، و او نوشته :
بر چهره ى خوب تو فشانديم ثنا
جان و دل و ديده هر سه كرديم فدا
در هر چه كنى ز دل بداديم رضا
حكمى كه كنى دگر بجان است روا
اى دور ز چشم با دلم يكجائى
پيدا بدلى ز چشم ناپيدائى
فخر : ابن مسعود و ابىّ بن كعب مىخواندهاند « هُوَ اللَّه أَحَدٌ » بدون قل و از پيغمبر ( ص ) نقل شده است كه به اين گونه قرائت مىفرمود « الله احد » كه قل و هو به زبان نمىآورده است .
« اللَّه الصَّمَدُ » 2 طبرى : در معنى صمد اختلاف است : 1 - تو - خالى نيست و خوردن و نوشيدن ندارد . 2 - آنكه از او چيزى بيرون نمىشود .
3 - آنكه در سيادت و آقائى به آخرين پايه است . 4 - آنكه هميشه هست و نابودى ندارد .
مجمع : امام صادق از امام باقر عليهما السلام نقل فرموده است : مردم بصره به حضرت سيّد الشهداء نوشتند : معنى صمد چى است ؟ در جواب پس از