است ، آن كه بلند مرتبه است ، از اسماء الحسنى است .
جهت نزول : طبرى : 1 - مشركين از پيغمبر پرسيدند : خداى تو از چه تبار است ؟ اين سوره به جواب آنها نازل شد 2 - يهود گفتند : جهان را خدا آفريده پس خدا را كه آفريده است ؟ اين سوره به جواب آنها آمد .
ترجمه : اى محمّد بگو :
1 او [ كه من مىپرستم ] خداى يكتا است
2 خدائى كه بزرگى و برترى به او رسد و سر انجام آن به او بود [ و او است پايان آن ]
3 نه او را زادهاند و نه او بزايد
4 و نه هيچ همتا بود او را .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره توحيد ، اخلاص ، الصّمد ، قل هو اللَّه ، و نسبة الرّبّ ناميده شده است . و اختلاف است كه به مدينه نازل شده است يا به مكّه . و شماره ى آيات آن چهار است و قاريهاى مكّه و شام پنج آيه دانستهاند كه لم يلد را آخر آيه دانستهاند .
فخر : بيست اسم براى اين سوره ياد كرده است .
« قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ » 1 طبرى : بگو : پروردگارى كه از من مىپرسند خدائى است كه بندگى همه چيز براى او است و عبادت شايسته نيست جز براى او . و جهت رفع احد كلمه ى اللَّه است كه مبتدا است و اين خبر آن . و نيز گفتهاند خبر است براى هو كه از جمله فهميده مىشود و اين چنان است كه پرسند : كى است آنكه مىپرستى ؟ گويد او خدا است . پرسند او چگونه بود ؟
گويد : « هو احد » .
مجمع : احد يعنى يكى كه مانند ندارد و نه شريك و در هر كار و وجود و صفت و قدم يكى است كه انبازش نباشد . و فرق احد با واحد اين است كه واحد جزء اعداد است و نصف و اثنين دارد ولى احد قابل تقسيم و افزايش نيست و از امام باقر ( ع ) است : كلمه ى « هُوَ » اسمى است كه به كنايه اشاره به غايت است چون « ها » براى تنبيه است و واو اشاره به غايت از حواسّ انسانى همانگونه كه « هذا » براى تنبيه و اشاره به حاضر در حواسّ آدمى است و چون كافران ميگفتند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 696
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٩٦