مىرويد و ريسمانى از آن مىتابند 3 - يعنى ريسمانى از آتش در گردن او است 4 - يعنى ريسمانى از آهن . و بهتر اين است كه بگوئيم : يعنى ريسمانى كه از چيزهاى جوربجور درست شده است .
حسينى نوشته : رسن از ليف خرما كه هيزم بدان بسته بود ام جميل در همسايگى رسول خدا خانه داشت و روزها پشته هاى خار و دسته هاى خسك جمع كردى و به شب آوردى و بر سر راه پيغمبر بريختى تا خارى در دامنش آويزد يا در پايش خلد آن حضرت به نماز برون آمدى و آنها را از سر راه برگرفتى و به طريق ملايمت گفتى : چه نوع همسايگى است كه با من مىكنيد . بيت :
مىريختند در ره تو خار و با همه
چون گل شكفته بود رخ دلستان تو
طنطاوى : مسدّ يعنى ريسمانى سخت تابيده از ليف يا پوست يا غير آن و مسدّ بمعنى تابيده شده است . و مقصود تحقير و خوارى آن زن است كه به صورت زنهاى هيزمكش عرب نمايانده شود با آنكه خود و شوهرش از اشراف بودند اين سوره مىفهماند اعلان در روزنامه ها و مجلَّه ها و بد گفتن در انجمنها جايز است براى اهانت به آنكه موجب خارى مسلمانان است و جلوگير آنها كه امر به معروف مىكنند و نهى از منكر و دعوت بخير و با دو دستاويز بايد با اين گونه مردم رو برو شد : قلم و زبان . ولى امروز اين دستاويز ابزار همگانى شده است براى ستم و تجاوز . سخن ما : همان ترجمه است و نقل از ديگران .
سورهء اخلاص - 112
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ( 1 ) اللَّه الصَّمَدُ ( 2 ) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ( 3 ) وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ ( 4 )
معنى لغات : « الصَّمَدُ » بزرگ شخصى كه مرجع است و جز او كسى نتواند كار مردم را انجام دهد . چيزى تو پر كه ميان آن تهى نباشد . آن كه پيوسته