دشمن سرسخت آن حضرت بود . طارق محاربىّ گفت : من در بازار ذى المجاز بودم ديدم جوانى مىگفت : اى مردم بگوئيد : لا إله الَّا اللَّه تا رستگار شويد و مردى از پشت سر او سنگش مىزد كه پاها و پىهاى پشت پاى او را خونين كرده بود و فرياد مىكرد : اى مردم اين دروغگو است سخنش را نپذيريد من پرسيدم : اين مرد كى است ؟ گفتند : محمّد است كه خود را پيغمبر ميداند و آن ديگرى عموى او ابو لهب است كه او را دروغگو مىپندارد .
« ما أَغْنى عَنْه - الخ » 2 طبرى : يعنى از سرمايه اش چه سودى برد و چگونه آن براى او جلوگير خشم خدا شد ؟ و هم آنچه كسب كرد كه فرزندان او باشند چه بهره اى به او رساندند ؟ ابو الطَّفيل گفت : فرزندان ابو لهب نزد ابن عبّاس آمدند و در درون خانه بلند شدند و با يكدگر بدشمنى و جدال پرداختند ابن عبّاس كه نابينا شده بود از جاى بر خاست و جلوگيرشان شد و يكى از آنها به سختى جلو او را گرفت كه او بر زمين افتاد و خشمگين شد و گفت : از خانه ى من برويد كه كسب خبيث هستيد ، يعنى فرزندانى پليد . و مردى از بنى مخزوم نقل كرده است : روزى ابن عبّاس ديد فرزندان ابو لهب با يكدگر مىجنگند او ميانجى آنها شد ، و گفت : اينها از همان « ما كَسَبَ » ابو لهب هستند . و مجاهد گفته است : مقصود فرزندان او هستند كه آنها از كسب او هستند .
ابو الفتوح : اعمش « و ما اكتسب » به وزن افتعل خوانده است .
مجمع : كلمه ى « ما » در اوّل آيه به معنى نفى است يعنى او را بىنياز نكرد ، و بعضى گفتهاند : استفهام است يعنى چه چيز او را بىنياز كرد و مقصود از « ما كَسَبَ » فرزند است چون پس از آنكه پيغمبر او را از آتش جهنّم ترساند او گفت : اگر سخن تو راست باشد من جان خود را به وسيله ى مال و فرزندم مىخرم . اين آيه به جواب آن سخن او است .
« وَامْرَأَتُه حَمَّالَةَ الْحَطَبِ » 3 كشف نوشته : قال السّديّ : كانت تمشي
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 693
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٩٣