تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
آيه نازل شد « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ - » الخ « و پس از سى و پنج روز اين آيه نازل شد » وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ - « الخ » و پس از اين آيه يازده روز و يا هفت روز زنده بود . نيشابورى : باى « بِحَمْدِ » چند معنى شده است : 1 - معنى به او انضمام يعنى تسبيح كن و حمد خدا كن 2 - واسط و آلت يعنى به وسيله ى حمد او را تسبيح كن چون خود معنى تسبيح و تنزيه را در بر دارد 3 - يعنى به زبان كن و در همان دم نيّت خدا در دل داشته باشد چون هر دو در يك آن فراهم نمىشود 4 - بمعنى بدل است يعنى بجاى حمد تسبيح كن چون نعمت به آن اندازه است كه حمد آن ممكن نيست پس بجاى حمد تسبيح كن . حسينى نوشته : بيت :
نامه رسيد از آن جهان بهر مراجعت برم عزم رجوع ميكنم رخت به عرش مىبرم
« وَاسْتَغْفِرْه » 3 فخر : در مقصود از اين جمله چند احتمال است : 1 - استغفار آن حضرت از گناهان صغيره به عقيده ى آنها كه صغيره را از پيغمبر ممكن مىدانند 2 - استغفار آن حضرت خود يك گونه تسبيح است . 3 - براى راهنمائى ديگران كه پيغمبر با آن مقام نيازمند به استغفار است . 4 - استغفار از ترك افضل و اولى 5 - استغفار براى جبران عبادت است در برابر نعمت حقّ چون هيچ عبادتى با نعمت برابرى نمىكند پس استغفار براى افزودن به طاعت است در برابر نعمت 6 - استغفار براى آنكه سالك بسوى حقّ است تلافى كمبود مرتبه ى نازل است نسبت به مقام بالا چون سالك بسوى به مقام بالاتر شد مرتبه ى پائين را نقص مىبيند پس استغفار از آن نقص مىكند و به هر درجه كه كامل شود مرتبه ى پيش از آن ناقص است و كمالات سير الى اللَّه بىنهايت است پس براى استغفار نيز اندازه نيست . سخن ما : 1 - ظاهر جمله هاى اين سوره از يارى كردن خدا و فتح