تكليف شرعى و شرطى بيش نرسد و آن دهليز سراى ايمان است دستى كه از آفرينش برتر رسد آن دست سعادت است در سراپرده ى عنايت متوارى تا خود كى برون آيد و دست بر كه نهد . شبلى گفت : ما در حال خويش فرو مانديم گاه باشد كه به يك موى ديده ى خويش ، كونين از جاى برداريم ، و گاه بود كه چندان طاقت نماند كه يك موى خويش را حمالى كنيم . حسين منصور او را گفت :
آن حال كه كونين را بيك موى از جاى بردارى ، برداشته ى عنايت باشى و آن ساعت كه يك موى خويش را حمّالى نتوانى كرد از دست عنايت در افتاده باشى و صورت و صفت در هم شكسته .
فخر : در معنى فتح چند قول است : 1 - فتح خيبر . 2 - فتح طايف 3 - نصر يارى بر كفّار است و فتح شهرهاى كافران 4 - فتح يعنى گشايش علوم و معارف 5 - فتح مكّه است كه بعضى گفتهاند سال هشتم هجرت فتح مكّه شد و اين سوره سال دهم نازل شد و بعضى گفتهاند : پس از نزول اين سوره پيغمبر هفتاد روز زنده بود و از اين روى اين را سوره التوديع ناميدند .
و بعضى گفتهاند : اين سوره پيش از فتح مكّه نازل شده است و براى نويد به پيغمبر است كه مكّه براى تو گشوده خواهد شد .
« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ - » الخ « 3 طبرى : امّ سلمه گفت : پيغمبر در آخر عمرش بهر جنبشى كه داشت مىگفت : » سبحان اللَّه و بحمده « من عرض كردم : چرا در رفت و آمد و نشست و برخاست خود اين جمله به زبان ميارى ؟ فرمود : به من چنين فرمان دادهاند و اين سوره را قرائت فرمود . و عطاء بن يسار گفت : اين سوره پس از فتح مكّه در مدينه نازل شد كه مردم مسلمان مىشدند و خبر مرگ پيغمبر ( ص ) را داد .
ابو الفتوح نوشته : عبد اللَّه عبّاس گفت : عمر خطَّاب مرا حرمتى داشتى و با اهل بدر و پيران صحابه مساوات كردى . او را گفتند : اين كودك را بيش ازو پايه مىنهى . گفت : مرا سؤالى است از شما ، گفتند بگو . گفت : مرا بگوئيد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 688
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٨٨