اين سخن است كه براى آزمايش نه من بتپرست مىشوم و نه شما خداپرست و به دو آيت بعد جواب كلى است كه از ريشه من و شما توافق نداريم و هرگز من مشرك و شما موحد نمىشوم . 4 - مقصود تكرار است و تأكيد از اينروى كه چون آنها مكرر چنين خواهشى از پيغمبر كردند و آن حضرت پاسخ نگفت براى جواب نيز تكرار مناسبتر است كه البتّه البتّه بدانيد كه سخن شما قابل قبول نيست . 5 - چون قرآن كمكم نازل مىشد شايد آنها گفتند : تو دسته اى از خدايان ما را بپذير تا ما خداى تو را بپذيريم به دو آيت اوّل جواب داد نه من مىپذيرم و نه شما ، نوبت ديگر گفتند : يك ماه تو با ما همفكر باش و ماه ديگر ما با تو موافق مىشويم دو آيت بعد نازل شد كه به هيچ روى سازش نمىشود . 6 - آنها سخن خود مكرّر كردند كه تو يك ماه بتپرست باش و ما يك ماه خداپرست . تو يك سال موافق ما باش و ما يك سال با تو جواب ايشان مكرر شد كه برابر سخن بيهوده ى اوّل - شما تسليم نيستم و گفتار زشت دوباره ى شما نيز پذيرفتنى نيست .
كشف نوشته : اين سخن بجاى آن است كه عجم گويند : نكردم و نكنم و هم در آن كتاب است : اهل معنى گفتهاند : قرآن به زبان عرب و بروش سخن آنها نازل شده است كه گاهى براى پابرجا كردن و فهماندن سخن را مكرّر مىكنند چنان كه گاهى سخن را كوتاه و سبك مىكنند . و قتيبى گفته است : ميان نزول آيات مدّتى فاصله شده است .
و نيز كشف نوشته است : ابو القاسم نصرآبادى را گفتند : از مشايخ گذشته آنچه ايشان را بود تو را هيچ هست ؟ گفت : درد نايافت آن هست . در جمله تو را دلى بايد كه درو ، درد و مصيبت نايافت بود ، يا شادى عزّ يافت « انّ اللَّه يبغض الصّحيح الفارغ » .
« لَكُمْ دِينُكُمْ - الخ » 6 مجمع : اين آيه سه معنى شده است : 1 - دين به معنى جزا است يعنى شما بجزاى خود مىرسيد و من بجزاى خود . 2 - شما جزاى دين خود بينيد و من جزاى دين خود . 3 - اين سخن سازشى است كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 684
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٨٤