سر و كار ندارند . 3 - به نماز تنبل هستند و باك ندارند كه بخوانند يا نه .
نيشابورى : وابستگى اين آيه به جلو اين است كه با محروم كردن يتيم و خوددارى از وادار كردن به نيكى از نماز بىخبرند و رياكارند و زكات مال خود نمىدهند و معنى چنين است : چون بدكارند پس واى بر ايشان كه از نماز نيز در سهو هستند و به جاى ضمير « هم » كه گفته شود « ويل لهم » صفت آنها گفته شده است « المصلين - الخ » . و مقصود از سهو بىباكى است در نماز كه نخواند و يا بهر گونه شد ارزشى ندهد . ولى سهو به معنى فراموشى چون اختيارى نيست جاى سخن در آن نيست . و انس مالك گفت : الحمد للَّه كه در آيه « عَنْ صَلاتِهِمْ » گفته شده است نه « في صلاتهم » تا فراموشى در نماز مقصود باشد و بر كار غير اختيارى مسئول باشيم .
حسينى نوشته : بيت :
كليد در دوزخ است آن نماز
كه در چشم مردم گزارى دراز
« يَمْنَعُونَ الْماعُونَ » 7 ابو الفتوح : چند معنى شده است . 1 - علىّ عليه السّلام همسايگان از يكدگر مىگيرند مانند تبر و ديگ و دگر اثاث خانه . 3 - مجاهد گفت : يعنى از عاريه دادن خوددارى كنند . 4 - محمّد بن كعب و كلبى گفتهاند هر چه بخشش و عطا شمرده شود . 5 - سعيد جبير و گروهى گفتند : ماعون به لغت قريش مال و سرمايه است . 6 - ابو عبيده گفت : در جاهليّت ماعون آن را مىگفتند كه سودى داشته باشد مانند كالاها كه در خانه دارند و در اسلام زكات و صدقه است . 7 - بعضى گفتند : ماعون تن در دادن و فرمانبرى است .
8 - قطرب گفت : بر وزن فاعول است و از « معن » گرفته شده است به معنى اندك و چيزهاى اندك راى ماعون نامند چون آب و آتش و نمك و آنچه بها ندارد .
مجمع : ابو بصير از امام صادق ( ع ) نقل كرد كه فرمود : ماعون قرضى است كه به كسى دهى يا كار پسند كه با او رفتار كنى و كار فرماى خانه كه به عاريه دهى و زكات نيز از همين است . او گفت : من پرسيدم همسايه ها چيزى راى مىبرند