حساب قاريهاى عراق هفت آيه است كه « يُراؤُنَ » را آخر آيه دانستهاند ، و به حساب ديگران شش آيه است كه آن را آخر آيه ندانستهاند . و ضحّاك گفته است مدنىّ است و عموم گفتهاند در مكّه نازل شده است و گفتهاند : بعضى مكّى و بعضى مدنىّ است .
« بِسْمِ اللَّه » كشف الاسرار : شبلى روزى در خدمت جنيد گفت « الله » جنيد گفت : آنچه مىگوئى ذكر زبان است يا ذكر جان ؟ اگر ذكر جان است زبان خود تابع آن است ورنه كه مجرّد زبان است اين آسان كارى است ابليس همان مىگويد كه تو مىگوئى تو بر وى چه فضل دارى ؟ اين بارگاه عام است به بارگاه عام هم دوست فرو آيد هم دشمن هم آشنا هم بيگانه مرد مىبايد كه بر بساط ملوك در درون پرده جاى يابد ورنه به بارگاه عام هر كسى و هر خسى رسد :
هر خسى از رنگ و گفتارى بدين ره كى رسد
درد بايد پرده سوز و مرد بايد گام زن
« أرَأَيْتَ الَّذِي » 1 كشف : گروهى گفتهاند : نيمه ى اوّل اين سوره در مكّه براى عاص بن وائل نازل شده است و گروهى براى وليد بن مغيره گفتهاند .
ابن جريج گفت : ابو سفيان همه هفته دو شتر مىكشت روزى يتيمى آمد و از او چيزى خواست او با چوبدستى خود او را آزار كرد ، آيه براى او آمد . و نيمه ى دوّم اين سوره در مدينه براى عبد اللَّه بن ابيّ سلول منافق نازل شد .
« يَدُعُّ » 2 مجمع : « يدع » با فتح دال و تخفيف عين خواندهاند يعنى رها مىكند روى مىگرداند و در نتيجه معنى يكى است .
نيشابورى : ماوردى گفت : ابو جهل سرپرست يتيمى بود او روزى نزد ابو جهل آمد و برهنه بود و از مال خود از او چيزى خواست او را راند و گوش به سخنش نداد . بزرگان قريش به مسخره گفتند : برو تا محمّد ميانجى تو شود .
او خدمت پيغمبر رفت و پيغمبر كه كسى را نااميد نمىكرد با او نزد ابو جهل رفت و او احترام كرد و يتيم را نوازش كرد و مال داد . قريش ابو جهل را سر -