تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
زنش كردند كه دلت بسوى محمّد رفت گفت به خدا كه چنين نبود ليكن از دو سوى راست و چپ او اسلحه ديدم و ترسيدم كه اگر موافقت نكنم آنها را بر من بزند . و اين جمله ى « فَذلِكَ الَّذِي - الخ » بجاى توضيح آيت جلو است يعنى آنكه دين را دروغ مىشمارد همان است كه يتيم را نااميد مىكند چون نكوكارى به اميد مزد و يا ترس آزار است و آنكه منكر اين دو بود از بدى رو گردان نيست و به نيكى سر و كار ندارد . كه ريشه ى هر كفر و بدى دروغ دانستن رستاخيز است . « وَلا يَحُضُّ - الخ » 3 فخر : 1 - يعنى خود را وادار نمىكند كه بيچاره اى را سير كند . 2 - چون مزد و مجازات باور ندارد راهنماى نكوكارى نميشود و ديگران را هم وادار به نكوكارى نمىكند ، و نشانه ى رستاخيز را دروغ دانستن اين دو چيز شده است آزار يتيم ناتوان و خوددارى از نكوكارى گرچه از مال ديگرى باشد . و اگرچه بسيارى از مردم ديگران را وادار به غذا دادن بيچارگان نمىكنند و گناهكار نيستند براى اين است كه يا اميد انجام آن ندارند يا مقتضى آن فراهم نيست و يا موانع ديگر در جلو است ولى در آيه اين خوى نشانه ى بيدينى آن مردم معرّفى شده است و جهت اينكه سرزنش نشده است كه خود ناداران را خوراك نمىدهد از اين است كه معرّفى شخص خائن است كه جلوگير يتيم است از مال خودش پس چنين كس كه مال ديگر را به صاحبش نمىدهد چگونه ممكن است از مال خود به ديگرى دهد پس نكوهش چنين آدم به اين است كه بمال ديگران هم انديشه ى نكوكارى ندارد . « فَوَيْلٌ » 4 طبرى : ويل يعنى درّه اى كه چرك تن دوزخيان در آن روان است . « عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ » 5 طبرى : در مقصود از اين جمله اختلافست : 1 - يعنى از وقت آن مىگذرانند و در خارج از وقت مىخوانند . 2 - يعنى آنها كه منافق هستند و به ريا جلو مسلمانان نماز مىخوانند و گر نه به نماز