بودند كه زمستان به يمن روند و تابستان به بصرى .
مجمع : 1 - خليل و سيبويه گفتهاند : « لإِيلافِ » مربوط به لْيَعْبُدُوا « مىباشد : يعنى عبادت كنند براى شكر نعمت الفت و همگيرى . 2 - اصحاب فيل را نابود كرديم تا بخششى از ما باشد بر قريش علاوه بر بخشش الفت و انس آنها با هم . 3 - چنين كرديم تا قريش با هم مأنوس باشند و از ترس فرار نكنند و پراكنده نشوند ، و يا به مكّه مأنوس باشند و بمانند تا پيغمبر در آنجا به دنيا بيايد .
« إِيلافِهِمْ » 2 فخر : اين كلمه بدلست از ايلاف اوّل چون آن مطلق بود براى هر سازگارى و همكارى مردم قريش در همه ى كارهاى زندگى و به اين كلمه قسمت ارزنده ى همكارى آنها ياد شده است كه زندگى آنها به اين مسافرتها بوده است و كلمه ى « لإِيلافِ » سه قرائت شده است : 1 - « لالف قريش . 2 - لالاف قريش . 3 - ليلاف قريش » .
« آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » 4 طبرى : يعنى آنها را آسوده كرد از آنچه ديگران مىترسند مانند جنگ و غارت كه ديگر مردم گرفتارند مردم حرم آسودهاند چون مردم مكّه بازرگان بودند كه در تابستان و زمستان از سرزمينهاى اعراب آسوده مىگذشتند . و ديگر كسان چنين آسوده نبودند كه به اين گونه سفر بازرگانى داشته باشند و بسا مىشد كه كسى از قبيله اى مىگذشت و چون مىگفت از مردم حرم هستم خود و مالش را رها مىكردند براى احترام مكّه .
طنطاوى : اين سوره پس از سوره ى و التّين نازل شده است .
فى ظلال : ظاهر سياق سوره نشان مىدهد كه جزء سوره ى فيل باشد اگرچه رواياتى است كه نه سوره ميان اين دو سوره نازل شده است .
سخن ما : عرب گرسنه بود و غارتگر و چادر نشين كه براى آب و علف خيمه گاه خود عوض مىكرد به اين سوره روى سخن با قريش است كه اسلام در ميان آنها نمودار شد و دشمنى و برابرى با آن از آنها آغاز شد اين است كه نعمت پناهندگى كعبه بيادشان داده مىشود كه بجاى كوچ و پى آب و علف
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 674
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٧٤