معنى لغات : « ايلاف » به جايگاهى خوى گرفتن .
ترجمه : بنام خداى مهربان به همگان و آمرزگار مؤمنان .
1 براى انس و همكارى قريش .
2 همان مؤانست و همگيرى ايشان به كوچ در سفر زمستانى و تابستانى .
3 بايستى پروردگار اين خانه را پرستند كه [ به اين سفرها و سود بازرگانى ]
4 از گرسنگى رهاشان كرد و [ بأمن راهها ] از ترس آسوده شان داشت .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره به مكّه نازل شده است و قارىهاى حجاز « مِنْ جُوعٍ » را آخر دانستهاند . و به حساب آنها پنج آيه است و ديگران چهار آيه دانستهاند .
و روايت شده است : ابىّ بن كعب ميان اين سوره « و ألَمْ تَرَ كَيْفَ » بسم اللَّه نمىنوشته است . و از امام باقر يا صادق عليهما السّلام نقل است كه اين دو يك سوره است .
« لإِيلافِ » 1 طبرى : در معنى اين لام اختلاف است : 1 - بمعنى إلى و متعلَّق است به « فَجَعَلَهُمْ » در سوره ى جلو يعنى با اصحاب فيل چنين كرديم تا احسانى به اين احسان ما بر قريش افزوده شود كه به آسانى مسافرت با انس و همكارى زمستانى و تابستانى آنها انجام شود . 2 - براى تعجّب است يعنى اى محمّد شگفت بدار از اين نعمت خدا بر قريش در انس و مؤالفت كوچ زمستانى و تابستانى آنها . و بهتر همين معنى است چون بمعنى اوّل بايستى هردو سوره يكى باشد با اينكه اجماع مسلمين بر اين است كه اين سوره اى جدا است و در معنى ايلاف نيز اختلاف است : 1 - ابن زيد گفته : يعنى انس و همگيرى قريش كه از هم جدا و پراكنده نيستند . 2 - ابن عبّاس گفته است : يعنى مأنوس به اين كار بودهاند . و عكرمه گفته است يعنى قريش به بصرى و يمن خوى گرفته
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 673
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٧٣