تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
چه گفته شود نمىشود پذيرفت مگر تأويل شود . ما معتقد نيستيم اين گفتهء استاد امام با آنچه ديگران نقل كرده‌اند در برابر قدرت خداوندى تفاوتى داشته باشد چه ميكرب بيمارشان كند يا سنگ و گل از منقار و پاى پرنده بر سرشان رسد و سوراخ كند ، هيچ كدام دلالت بيشتر بر قدرت خدا ندارد و خارق عادت و موافق عادت از نظر كوتاه ما پيدا شده است و گر نه طلوع و غروب خورشيد و زادن طفل نيز خارق عادت است مگر اهميّت اين روش كه ما موافق عادت ميدانيم كمتر است از سنگ و گل مرغ كه بر خلاف عادت مىپنداريم و عقل ما كه در حدود وجود بشرى محدود است در برابر قرآن كه پديده ى وجود مطلق است توانائى حكم و قضاوت ندارد كه آن بر حدود خود مىسنجد ، و اين از وجود مطلق نامحدود خبر مىدهد . طنطاوى : اگر گويند : اين گونه كار پرنده باور كردنى نيست بايد گفت : قرآن بسى داستانهاى خارق عادت گفته كه دين ما شده چون عصاى موسى و ناقه ى صالح و مرده زنده كردن عيسى كه همه پند است و عبرت و تأويل نبايد كرد و بايستى از آن بهره برد . سخن ما : 1 - داستان فيل و آهنگ ويرانى كعبه از سرگذشتهاى استوار آن سرزمين است كه جاى سخن در آن نيست و عرب آن سال را آغاز تاريخ خود كرد و عام الفيل نام نهاد ، و قرآن گوشه اى از آن را يادآورى كرد و پيغمبر ( ص ) كه اين سوره را در جلو اعراب خواند خبر تازه و بر خلاف انس آنها نبود و گر نه چنين خبر خود ساخته را چندان دستاويز مىكردند و در شعر و نثر خود سخن مىگفتند كه نشانه اى از آن به امروز مىرسيد بخصوص با اين ريخت خاصّ سخن كه گويا پيش آمدى در جلو چشم پيغمبر بوده است و اكنون يادآورى آن مىشود كه مگر نديدى بر سرشان چه آمد ؟ تا بدانديشان كه اين سخنان بشنوند به ياد آن سر انجام دردناك افتند و چاره ى كار خود كنند . با آن نمايش آيت آخر كه هم ترس آورد و هم دل را بر آنان بسوزاند كه چه بيچاره مردمى بچگونه