بلا و قدرت نمائى حقّ گرفتار شدند كه با چنان آمادگى و جنگجوئى به همپاى پيل چه ضجر كشيدند كه به صورت نرمه پهن در آمدند . 2 - براى تصوّر چگونگى نابودى آن مردم ممكن است به اندازه ى ديد و تشخيص خود چنين بگوئيم : اوّل اينكه اين سوره نه براى بيان حكم و وظيفه است كه بگوئيم ظاهر لفظ حجّت است و آنچه مفاد لفظ است بايد عمل شود ، و نه براى نشان دادن تاريخ و چگونگى اين پيش آمد است تا بگوئيم آنچه انجام شده است بىفزون و كم همين است كه در اين سوره است بلكه اين سوره چنان كه گفتيم اعجازى است ادبى حماسى براى تحريك احساس مردم مكّه از راه يادآورى سرگذشت شگفتانگيز و سرورآور به آنها .
دوّم : چگونگى اين داستان جز آنچه در اين سوره است به هيچ روى معلوم نيست و آنچه نوشتهاند و گفتهاند پس از نزول اين سوره است و عرب آن روز معلوم نيست به چگونه ديده است و يا بشب بوده و نديده و شايد بصورتهاى گوناگون در خيال خود مىپروراندند ، و هر كسى آن را به صورتى مىپنداشته است چنان كه اختلاف در معنى سجّيل و چگونگى طير بيش از آن است كه ما نوشتيم و امام فخر نقل كرده است ، پس ممكن است در آيه كه به اين گونه يادآورى شده است براى نزديكى و شايستگى انديشه و ديد آن مردم است كه به آنگونه كه خود ديده و يا شنيدهايد آن مردم و فيلشان را بدسته اى پرنده و سنگ و گل نابود كرديم . و شايد كلمات طير و ابابيل تعبيرى تشبيهى باشد كه آنچه بلا آورد بمانند دسته هاى پرنده ى پراكنده بود و انجام آن شايد به اين گونه بوده است : ابرهاى تيره ى پاره پاره بمانند دسته مرغان پراكنده از هر سوى دريا و صحرا بلند شده و بر سر آنها چندان سنگ و يخ گل آلود ريخته كه ريز ريز شدند و به آفتاب سوزان حجاز چو نرمه ى كاه يا تپاله و پهن نمودار گشتند .
سورهء قريش - 106
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
لإِيلافِ قُرَيْشٍ ( 1 ) إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ ( 2 ) فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ ( 3 ) الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ( 4 )
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 672
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٧٢