تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
پرستى و آنچه او خواهد . 3 - قرآن و دين . تأويلات كاشانى : عصر يعنى درازاى روزگار كه ماندگار است با همه ى آنچه از سوى آفريننده در آن پديدار مىشود و همان است كه مردم همهء تحوّلات و دگرگونيها و پيشآمدها را به آن نسبت مىدهند و مىگويند : روزگار چنين كرد و همين است كه در حديث است : لا تسبّوا الدّهر فانّ اللَّه هو الدّهر . يعنى روزگار را دشنام ندهيد كه همان است خدا چون صفات و افعال حقّ در روزگار نمودار است . پس سوگند به اين روزگار كه آدمى در پشت پرده ى روزگار پوشيده ز حقّ بمانده است و زيان برده است و پرتو هدايت و آمادگى سعادت كه سرمايه ى او است ز دست داده است كه هوسهاى زندگى برگزيده است مگر آنها كه مؤمن شدند و از پرده ى پندار در آمدند و پديدآرنده ى روزگار را شناختند . پس آدمى به راه زيان است مگر كاملين در علم و عمل ، و ممكن است عصر بمعنى فشار باشد يعنى سوگند بفشردن خداوند آدمى را برياضت و گرفتارى كه تا در تفاله و درد اين فشار گرفتار است در زيان است و پوشيده از حقّ مگر آنها كه بعلم و عمل از تفاله جدا گشتند و صاف شدند و به ديگران سفارش كردند كه در اين فشار و آزمايش شكيبا باشند . سخن ما : 1 - سوگند اوّل سوره شايد يك گونه بلاغت و شيوائى سخن برسم عرب باشد كه سخن خود را بسوگند مىآراست و تثبيت مىكرد در قرآن براى استوارى مطلب بروزگار بىسر و بن سوگند ياد شده است كه آدمى بقالب خسران و زيان ريخته شده است و در سرشت او است كه از عمر خود زيان برد و آن را تلف كند و در هيچ روزگارى از اين گرفتارى آسوده نبوده است . 2 - خسر انسان همان انگيزه ى دلباختگى او است بخواسته هاى مادّى كه اگر جلوگير نداشته باشد و دسترسى داشته باشد به هيچ اندازه بس نمىكند تا خود را نابود كند چنان كه چندين مردم را ديده و شنيده‌ايم كه در پى مال يا مقام يا هوسرانى و انجام خواسته هاى بدنى چندان پيش رفته اند