تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
سوى غارت مىتازند . « ضَبْحاً » صدائى كه در هنگام دويدن اسب از سينه يا بينى آن شنيده مىشود . « موريات » از « اورى الزّند » يعنى از آتشزنه آتش در آورد و برق گرفت . « قَدْحاً » دست اندر كار شدن براى آتش از آتشزنه در آوردن و مشغول شدن بزدن سنگ و چخماق كه آتش در آيد . « فَأَثَرْنَ » برانگيختند و به هوا بلند كردند . « نقع » غبار گرد و خاك . « لَكَنُودٌ » ناسپاس و كافر نعمت ، بخيل ، نافرمان ، آنكه خدا را ملامت مىكند و يا آنكه گرفتاريها را به ياد دارد و خوشىها را فراموش مىكند . « بُعْثِرَ » از مصدر بعثره به معنى پراكنده كردن و كالا را زير و زبر كردن . شأن نزول : اسباب النّزول : از ابن عبّاس نقل است كه پيغمبر گروهى اسب سوار براى جنگ فرستاد و يك ماه گذشت و خبر نرسيد ، اين سوره نازل شد . مجمع : بعضى گفته‌اند : پيغمبر منذر بن عمرو انصارى را با گروهى بسوى قبيله اى از بنى كنانه فرستاد و آنها دير كردند و منافقين گفتند همگىشان كشته شده‌اند . اين سوره در جوابشان نازل شد . و از امام صادق عليه السّلام نقل است پيغمبر چند نفر از اصحاب را به چند نوبت با گروهى فرستاد و هركدام كارى انجام نداده برگشتند و آن حضرت علىّ را بر مردم فرمانده كرد و فرستاد به ذات - السلاسل و آن حضرت موفّق شد و سوره براى او آمد . ترجمه : بنام خداى بخشنده ى مهربان 1 به آن اسبان و شتران به يغما دوان و به آواز نفس زنان 2 و از سختى پاى بر سنگها برق جهان 3 و ببامداد غارتكنان 4 كه زان پس گرد برآوردند 5 و بميان گروهى برفتند 6 ولى آدمى ناسپاس به پروردگار خود بود 7 و او گواه اين خوى خويشتن است 8 و همانا سخت دوستدار خواسته بود 9 مگر خبر ندارد كه چون بگور خفته را برآرند 10 و بدلها نهفته را نمايان كنند 11 البتّه به آن روز پروردگارشان خبردار زايشان باشد . سخن مفسّرين : مجمع : ابن عبّاس و قتاده گفته‌اند : اين سوره بمدينه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 646 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )