سوى غارت مىتازند . « ضَبْحاً » صدائى كه در هنگام دويدن اسب از سينه يا بينى آن شنيده مىشود . « موريات » از « اورى الزّند » يعنى از آتشزنه آتش در آورد و برق گرفت . « قَدْحاً » دست اندر كار شدن براى آتش از آتشزنه در آوردن و مشغول شدن بزدن سنگ و چخماق كه آتش در آيد . « فَأَثَرْنَ » برانگيختند و به هوا بلند كردند . « نقع » غبار گرد و خاك . « لَكَنُودٌ » ناسپاس و كافر نعمت ، بخيل ، نافرمان ، آنكه خدا را ملامت مىكند و يا آنكه گرفتاريها را به ياد دارد و خوشىها را فراموش مىكند . « بُعْثِرَ » از مصدر بعثره به معنى پراكنده كردن و كالا را زير و زبر كردن .
شأن نزول : اسباب النّزول : از ابن عبّاس نقل است كه پيغمبر گروهى اسب سوار براى جنگ فرستاد و يك ماه گذشت و خبر نرسيد ، اين سوره نازل شد .
مجمع : بعضى گفتهاند : پيغمبر منذر بن عمرو انصارى را با گروهى بسوى قبيله اى از بنى كنانه فرستاد و آنها دير كردند و منافقين گفتند همگىشان كشته شدهاند . اين سوره در جوابشان نازل شد . و از امام صادق عليه السّلام نقل است پيغمبر چند نفر از اصحاب را به چند نوبت با گروهى فرستاد و هركدام كارى انجام نداده برگشتند و آن حضرت علىّ را بر مردم فرمانده كرد و فرستاد به ذات - السلاسل و آن حضرت موفّق شد و سوره براى او آمد .
ترجمه : بنام خداى بخشنده ى مهربان
1 به آن اسبان و شتران به يغما دوان و به آواز نفس زنان
2 و از سختى پاى بر سنگها برق جهان
3 و ببامداد غارتكنان
4 كه زان پس گرد برآوردند
5 و بميان گروهى برفتند
6 ولى آدمى ناسپاس به پروردگار خود بود
7 و او گواه اين خوى خويشتن است
8 و همانا سخت دوستدار خواسته بود
9 مگر خبر ندارد كه چون بگور خفته را برآرند
10 و بدلها نهفته را نمايان كنند
11 البتّه به آن روز پروردگارشان خبردار زايشان باشد .
سخن مفسّرين : مجمع : ابن عبّاس و قتاده گفتهاند : اين سوره بمدينه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 646
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٤٦