بدبخت و خوشبخت تقسيم شدهاند پس كلمه ى من عام نيست و شرّ براى مؤمن و خير براى كافر اثر ندارد چون خيرات اشقيا بواسطه ى كفر و پرده ى از حقّ بىاثر است و نابود و شرور سعدا بواسطه ى ايمان و توبه و زيادى خيرات و سلامت فطرت بخشيده است و نابود .
سخن ما : 1 - اين سوره كه با آهنگ بيمآور از خطر آينده آغاز شده است و مناسب حال كافران و بىدينان است بايستى به مكّه نازل شده باشد كه بيشتر اين گونه سخن روى با آن مردم داشته است چنان كه در فى ظلال القرآن نيز همين احتمال را گفته است :
2 - آيت ششم جمله ى « لِيُرَوْا - الخ » شايد علَّت « أَشْتاتاً » باشد نه علَّت « يَصْدُرُ » يعنى پراكنده بيرون مىآيند تا هر كدام كار خود و سزاى مناسب خود را ببينند چون اگر كار و سزا متّحد و يك نواخت باشد صدور نيز يكى خواهد بود و يكنواخت پراكندگى تصوّر ندارد و معلوم است كه پراكندگى از هول و فزع قيامت نيست چون جمله ى « لِيُرَوْا » نشان مىدهد كه بايد بكارى بپردازند و مشغول ديدن كار و سزاى خود باشند و اين مشغله با آن بيم و بىآرامى كه پراكنده برون شوند سازش ندارد پس مقصود اين است : بيرون ميشوند هر كدام بسوئى كه مناسب ديدن كار و سزاى او است .
3 - دو آيت آخر كه گفته شده كار خوب و بد بهر اندازه كه باشد نتيجه ى آن بآدمى مىرسد شايد مقصود همان ظاهرش باشد كه كافر از كار خوب خود سود خواهد برد و مؤمن از بد خود زيان مگر از راهى جلو نتيجه ى آن گرفته شود چون همه ى جنبشهاى زندگى خواه مادّى و خواه معنوى به اين گونه است كه سود و زيانش تا تلافى نشده است بآدمى مىرسد . براى نمونه كسى زياد كار مىكند خسته مىشود استراحت مىكند آسوده مىشود و گر نه فرسوده خواهد شد . زياد مىخورد بيمار مىشود مواظبت مىكند خوب مىشود بيشتر مىكند ناتوان و زمينگير مىشود زياد خرج مىكند دست تنگ مىشود خوددارى مىكند گشايش پيدا مىكند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 644
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٤٤