تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
است كه : آيت اوّل نقل سخن آنها است : آن گروه مىگفتند : ما از اين آئين خود دستبردار نيستيم تا آن بيّنة و پيغمبر موعود بيايد . در آيت دوّم نقل عمل آنها است كه در رفتار خود ثابت بودند و به وعده ى اتّفاق پس از آمدن پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم پايدار ماندند تا كه او آمد متفرّق شدند و از حقّ رو گرداندند 2 - قاضى گفته است : يعنى به كفر خود ماندند اگرچه پيغمبر هم برايشان آمد . ولى در لغت كلمه ى « حَتَّى » به اين معنى استعمال نشده است 3 - انفكاك از كفر معنى نمىكنيم بلكه مىگوئيم آنها دستبردار از ياد محمّد و مزاياى او نبودند تا آنگاه كه آمد متفرّق شدند و هر كس براى او چيزى گفت 4 - همگى پيش از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم چسبيده به كفر بودند و چون پيغمبر آمد دو دسته و متفرّق شدند بعضى مؤمن و بعضى كافر 5 - آن گروه دستبردار از كفر و شاكّ در كفر خود نبودند تا بيّنه آمد شاكّ و متفرّق شدند كه هر كسى فكرى مىكرد و سرگردان در اديان بود مثل « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ - الخ » تأويلات : مقصود از مشركين آنها است كه از حقّ در پرده بودند . و اهل كتاب آنها كه از راه حقّ در پرده و محجوب بوده‌اند . و اين دسته هاى گوناگون اديانى داشتند و هر كدام خود را به راه راست مىدانست ولى همگى تسليم بودند كه چون پيغمبرى كه در كتابهاى تورات و انجيل دستور به پيروى او داده شده است آمد فرمان او خواهيم برد همچنان كه امروز متعصّبين در مذاهب مختلف هستند و هر يك ديگرى را باطل مىداند و منتظر مهدى موعود هستند كه همه متّفق در گفتار او شوند ولى اينها هم مثل آنها خواهند بود و آيه مىفهماند كه اختلاف و دو دستگى سخت و ريشه دار نبود مگر پس از آمدن بيّنه كه يكبارگى متفرّق و دسته دسته شدند چون هر يك مىپنداشت كه پيغمبر فكر و ميل او را مىپذيرد چون در پرده ى پندار گرفتار بود و آنگاه كه پيغمبر آمد و سخنان آنها نپذيرفت همگى سخت كافر شدند . « صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ » 4 مجمع : 1 - يعنى در آن نامه هائى