ديگر . و كلمه ى « من » به اين معنى كه گفتيم به معنى خودش استعمال شده است نه به معنى « با » و همراهى كه ديگران گفتهاند . و آنچه در مقصود از ليلة القدر و ليلهء مباركه نوشتهاند خلاف ظاهر است و جرأت بر كلام خداوند .
سخن ما : 1 - كلمه ى « الْقَدْرِ » كه با الف و لام و معرفه آورده شده است شايد از آن باشد كه چنين شبى در خاطره هاى اعراب يا يهود بوده است و اين آيه اشاره به آن است كه ما به آن شب كه شما مىشناسيد قرآن فرستاديم ولى در سوره ى دخان « لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ » به صورت نكره گفته شده است چون چنين مطلبى در خاطره ى آنها به عنوان شب مبارك نبوده است و نمىشناختهاند .
ولى اين احتمال از كسى ديده نشد و در نوشته ى در گذشتگان نيست و شايد الف و لام موصول باشد يعنى : در شبى كه مقدّر و سرنوشت شده بود براى نزول ما قرآن نازل كرديم نه كه محمّد بخواسته ى خود هر وقت دلش بسوئى رفته است سخنى گفته است بلكه به تقدير آسمانى بوده است و هنگام معيّن .
2 - ظاهر معنى « قدر » ارزش و منزلت است كه چون وحى و قرآن در آن شب بوده است ارجمندترين شب است براى آدميان و بگفته ى سيّد قطب در فى - ظلال القرآن : « ليلة الاتّصال المطلق بين الأرض و الملأ الاعلى ، ليلة بدء نزول هذا القرآن على قلب محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ، ليلة ذلك الحدث العظيم الَّذي لم تشهد الأرض مثله في عظمته » .
3 - شايد كلمه « قدر » بمعنى تقدير و اندازه گيرى باشد به اين گونه كه براى مطابقت عالم امر و تقدير با عالم خلق و پيدايش آغازى است كه نامش شب قدر است . و به بيان ديگر آن شب كه تقدير ازلى و سرنوشت خداوندى بايد نمودار شود شب قدر ناميده شده است آن چنان كه آغاز نمودارى سرنوشت يك ساله ى موجودات روى زمين را اوّل بهار مىنامند به مناسبت تابش آفتاب و اثر آن بر روى زمين و پيدايش چهار فصل و نتايج هر يك از آنها . و آيت بعد « ما أَدْراكَ - الخ » شايد توضيح همين مطلب باشد ، كه مقدّرات و سرنوشت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 632
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٣٢