و نويد به عهده ى ما مىباشد . و بدنبال اين استدلال هنگام نزول توصيف شده است به اين جمله « فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ » كه خلاصه ى اين چند آيه چنين است : چون بيم و نويد مردم به عهده ى ما است در شبى فرخنده كه هر كار خردمندانه و درست از نادرست و بىخردى جدا مىشود ما قرآن را فرستاديم . و همين مطلب با اندك تفاوت در سوره ى بقره است « شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيه الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ » و « لَيْلَةِ - الْقَدْرِ » كه در اين سوره است و « شَهْرُ رَمَضانَ . و لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ » همه يك نتيجه را مىرساند كه آغاز نزول قرآن باشد . و مناسبت نام ليلة القدر براى هنگام فرود آمدن قرآن يا براى اين است كه اوّل شبى بوده پيغمبرى براى پيغمبر و خطَّ مشى آن حضرت پىريزى شده و سرنوشت كار پيغمبرى براى او مقدّر شده است و برنامه ى كارش معيّن شده است . و يا براى قدر و منزلت آن شب است كه پيغمبر به آن مقام بالا رفت و از همين روى در آيت بعد گفته شده است « ما أَدْراكَ - الخ » يعنى كس نتواند اندازه ى ارزش آن را به تو بياموزد . و « أَلْفِ شَهْرٍ » نه مقصود عدد معيّن بلكه براى مبالغه ى در بسيارى و ارزش است و مقصود اين است : ساليان دراز و هزاران ماه و سال بر آدميان گذشت و از گمراهى رها نشدند و اين شب كه راه خوشبختىشان باز شد از همهء آنروزگار دراز ارزنده تر است . و جمله ى « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ - الخ » براى آگاهى مردم است از پيوستگى پيغمبر با فرشتگان كه در آن شب آنها از عالم روحانى تنزّل كردهاند و براى پيغمبر شكل قابل ديد به خود گرفتهاند . و جمله ى « بِإِذْنِ رَبِّهِمْ » يعنى آنگاه كه خداوند روان پيغمبر را براى ديدن ملائكه آماده كرد كه هر كس آمادگى و شايستگى ديدن فرشته ندارد . و « مِنْ كُلِّ أَمْرٍ » يعنى نزول ملك از امر و اراده ى خدا بود براى ابلاغ بمردم آنچه را كه بايد به آنها ابلاغ شود .
و اين كلمه ى « أَمْرٍ » همان است كه در سوره ى دخان گفته شده است « أَمْراً مِنْ عِنْدِنا - الخ » پس موضوع سخن در انّا انزلنا پيغمبرى است و احكام نه چيز
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 631
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٣١