مجمع : 1 - يعنى آن شب از هر آسيب و گرفتارى آسودگى است و هم از توانائى شيطان كه بتواند بدى برساند 2 - بعضى گفتهاند : يعنى به آن شب سلامتى بر اولياء خدا و فرمانبران او است 3 - كلمات باذن ربّهم وابسته به جلو است و جمله تمام است و « مِنْ كُلِّ أَمْرٍ » آغاز جمله است و چنين معنى مىشود فرشته فرود مىآورند باذن خدايشان هر چيزى را كه در آن سلامتى و سود و خوشى و فرخندگى است . چون هر چه خير و بركت دارد در اين شب مقدّر مىشود و تا سپيده دم اين خير و خوشى پيوسته است نه كه ساعتى باشد و بعد نباشد . و كلمه ى « مَطْلَعِ » با فتح و كسر لام هر دو خواندهاند و بمعنى مصدر است يعنى بر آمدن و طلوع كردن .
فخر : ابو مسلم گفته است : يعنى آن شب از باد و صاعقه و آزار و مانند اينها آسودگى است .
أبو السعود : يعنى در آن شب جز سلامتى و خوبى نيست كه چيز ديگر مقدّر نمىشود ولى در شبهاى ديگر سلامتى و گرفتارى هر دو مقدّر مىشوند .
تأويلات كاشانى : چون هر پديده و حادثى را « يوم » مىنامند چنان كه در اين آيه « وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّه » يعنى پديده هاى خداوندى را بيادشان بياور ، پس با اين گونه تشبيه هر دسته اى از پديده ها و موجودات يك ماه ناميده مىشود چون نوعى است كه افراد دارد مثل ماه كه شب و روز دارد و چون عدد هزار كاملترين عدد است زيرا بالاتر از آن عددى نيست مگر به تكرار خود آن كه دو هزار و ده هزار و صد هزار باشد پس الف شهر كنايه است از همه ى انواع آفريدگان كه ليلة القدر يعنى ساختمان محمّدى برترين نوع آفريدگان است چون ملائكه و روح كه قواى روحانى و نفسانى بلكه ملكوت آسمانى و زمينى است بر او فرود مىآيند براى هر كار كه شناسائى و معرفت همه چيز باشد از هر جهت كه مستلزم سلامتى از هر عيب و نقص است تا طلوع فجر كه برگزارى زندگى و فرا رسيدن مرگ است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 629
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٢٩