و خون سياه جاى وسوسه ى شيطان را كه دل مايل به معصيت و رو گردان از اطاعت مىشود برداشتند 2 - در شب معراج 3 - به هنگام نزول وحى و از اين روى مشايخ گفتهاند آنكه در طلب حقّ مىرود بايستى در آغاز كار خود بذكر « لا إِله إِلَّا اللَّه » مشغول شود به اين گونه كه در هنگام گفتن متوجّه بسوى راست سينه شود و تا آخر به بالاى جانب چپ سينه رسد ، و به اين وسيله آن پارهء خون دل كه بهره ى شيطان و جاى نافرمانى است اندكاندك نابود شود و بجاى آن نور معرفت آيد ، و بسا شود كه سالك در اين دوران خون رقيق سياه قيء كند چون آن پاره ى خون بسته بواسطه ى گرمى توحيد و آتش ذكر ذوب شده و از گلو بيرون مىريزد و اين از خاصيّت افراد برجسته و كامل است پس بدوام ذكر شرح صدر و گشايش دل فراهم مىشود .
فى ظلال : اين سوره پس از « وَالضُّحى » نازل شده است و گويا دنباله ى تكميلي آن باشد و اين سوره خود نشان مىدهد كه پيغمبر در دل خود تنگى و سنگينى احساس مىكرد كه اين مأموريّت و آن دشمنى و ناسازگارى مردم دو بار سنگينى است كه ممكن است پشتش را خم كند و چه نيازمند است بكمكى و نگهبانى تا بتواند اين راه را به آخر رساند . از اين روى چنين مناجاتى شيرين و گفتارى دلربا برايش رسيد .
« وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ - الخ » 3 طبرى : يعنى گناه گذشتهء تو آمرزيديم و آن بار سنگين دوران جاهليّت را كه برگزار كردى از دوشت فرود آورديم .
و عبد اللَّه مسعود چنين خوانده است « و حللنا عنك وقرك » . ضحّاك گفته است :
يعنى شركى كه پيغمبر ( ص ) در آن گذرانده بود .
مجمع : آيت دوّم و سوّم چند معنى شده است : 1 - برداشتيم از پشت تو آن بار كه صداى سنگينى آن شنيده مىشد ، و زجّاج گفته است : اين مثلى است و مقصود آن است كه اگر مانند بارهاى بر پشت مىبود آواز سنگينى آن از پشت شنيده مىشد 2 - يعنى سنگينى بار پيغمبرى كه پشت آن حضرت را مى -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 607
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٠٧