تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
تذكير نعمت گفت « ألَمْ نَشْرَحْ لَكَ - الخ » نه ما دل تو روشن كرديم ؟ و شرح روشن كردن معنى باشد ، و شرح تنگ كردن گوشت باشد ، و طباهجه را شريح و شريحه خوانند . كشف : يعنى دل تو را گشاده كرديم و اندوه از آن برديم تا به تنگى و سختى نباشد . فخر : يعنى در دلت اندوهى نگذارديم كه هرگز انديشه ى هزينه ى زندگى نداشته باشى و نه باكى ز هيچ آزارى تا آنجا كه دشمنان او و آزارشان در پيش چشمش از بال مگس كمتر بود ، و باكى از تهديد آنها نداشت ، و نه چشمى باموالشان . حسينى نوشته : بيت :
دلم خزينهء اسرار بود دست قضا درش ببست و كليدش بدلستانى داد
تأويلات : آدمى در دوران گرفتارى بعالم مادّى و دلبستگى برنگ آميزى هاى زندگى از حقّ در پرده است و فانى در خلق و ظرفيّت او گنج دريافت حقايق را ندارد چون جاى درك چيز ديگر براى او نمانده است و اگر به راه دريافت حقيقت كوشيد و فانى در حقّ شد باز ظرفيت او پر مىشود و گنج درك چيز ديگر ندارد و از خلق و عالم مادّه در پرده خواهد شد . پس شرح صدر يعنى وسعت گنجايش وجودى و دارا شدن وجود وسيع حقّانى و بازگشت از عالم فناى در حقّ بعالم وسيع خلق و حقّ كه ظرفيّت او چندان گشاده است كه گنج دريافت حقايق جهانى مادّى و معنوى در او فراهم است و مىتواند حقايق عالم معنوى را دريابد و با عالم مادّى سر و كار داشته باشد و آن حقايق دريافته ى خود را به اين عالم تحويل دهد و مأموريّت پيغمبرى را به خوبى انجام نمايد . روح البيان : به همانگونه كه براى پيغمبر ( ص ) شرح صدر در عالم حقيقت بود به ظاهر نيز چند بار دلش را شكافتند : 1 - در پنج يا شش سالگى شكافتند