دادن مادر و پدر چنان سرپرستى شدى كه به اين جا رسيدى .
2 - آيت 4 « لَلآخِرَةُ - الخ » ظاهر در معنى عام است كه ز آغاز زندگى باشد تا برترين مقامات معنوى و عالم ديگر چون براى دلدارى است كه پيوسته روى كارت به بهبودى است .
3 - آيت 5 « يُعْطِيكَ - الخ » نيز اختصاص بيك بخشيدنى ندارد چه مناسب با آغاز وحى و دلدارى پيغمبر يك معنى فراگير است كه در آينده همه چيز به تو مىدهند و دينت جهانگير مىشود و پيروانت بشفاعت وجود و تبليغ تو آمرزيده مىشوند .
4 - آيت 10 « أَمَّا السَّائِلَ » را نيز نمىتوان بمعنى مخصوص دانست چون پس از دلدارى و استوارى پايگاه پيغمبرى سه دستور به آن حضرت دادهاند و با كلمه ى « اما » آغاز شده است كه بگفته ى لغتنويسان حرف تفصيل است تا بفهماند سه دستور كلَّى است براى سه دسته كه خصوصيّتى در هيچيك آنها نيست پس هر تيمى كه باشد و هر خواهنده كه گويند خواهشى دارد و هر چه نعمت خداوندى شمرند از اين سه دسته است و بايستى پيغمبر چنين باشد كه كسى را ز خود نراند و نااميد نكند و قدر نعمت را به ديگران بشناساند .
5 - آيت 11 « أَمَّا بِنِعْمَةِ - الخ » از همين گونه است كه آنچه از سوى حقّ عنايت شده است بايستى پيغمبر يادآورى كند و بگويد بعلاوه ممكن است جمله ى « فَحَدِّثْ » حديث نفس را نيز بفهماند و دامنه ى دستور فراختر از آن باشد كه مفسّرين نوشتهاند ، و نتيجه چنين شود : آنچه بخشش خداوند است در دل بينديش و قدر آن بشناس و براى همگان بازگوى تا آگاه شوند و راه وظيفه ى خود بيابند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 603
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٠٣