تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
« وَأَمَّا السَّائِلَ - الخ » 10 طبرى : يعنى چون نيازمندى از تو چيزى خواست از خود مران و به او خوراكى بده و انجام خواسته اش كن . فخر : 1 - مقصود كسى است كه خواهش علم و دانش دارد 2 - هر كس كه چيزى بخواهد . و سه جاى قرآن براى خواهنده به پيغمبر عتاب شده است : 1 - روزى با سران قريش نشسته بود كه عبد اللَّه بن امّ مكتوم وارد شد و او كور بود و از روى دوش مردم مىگذشت تا جلو آن حضرت نشست و گفت : چيزى از آن كه خدا به تو آموخته مرا بياموز . اين كار او بر آن حضرت گران آمد و روى درهم كشيد اين آيه نازل شد « عَبَسَ وَتَوَلَّى - الخ » 2 - قريش به او گفتند : خوب است انجمن ما را از فقرا جدا كنى چون پيغمبر خواست به خواهش آنها رفتار كند اين آيه آمد « وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ » 3 - پيغمبر نشسته بود عثمان خوشه اى خرما آورد و جلو آن حضرت نهاد چون خواست بخورد كسى از پشت در فرياد كرد : خدا بيامرزد آن بنده ى خود را كه بما مهربانى كند . پيغمبر فرمود خرما را به فقير دهند عثمان مىخواست اين خرما را پيغمبر ميل كند آن را از او خريد و دوباره حضور پيغمبر نهاد و چون خواست ميل كند آن مرد برگشت و همان سخن را دوباره گفت و سه بار اين كار تكرار شد تا اينكه پيغمبر به او فرمود : تو تاجرى يا فقيرى ؟ اين آيه نازل شد « أَمَّا السَّائِلَ » - الخ « . عبده : مقصود از سائل خواهنده ى مال نيست چون در قرآن اين دسته مردم را به مسكين و فقير ناميده و دستورى براى سائل مال داده نشده است بعلاوه در برابر آيت هفتم كه يادآورى شده است تو گمراه و نادان بودى و تو را تربيت كرديم مناسب است كه اين دستور در برابر آن نعمت باشد كه چون به تو علم داديم اگر سائل علم نزد تو آمد نااميدش مكن . و آنچه روايت از پيغمبر نقل كرده‌اند كه براى سائل دستورهائى داده است درست نيست و نمىشود قبول كرد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 601 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )