تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
« بِنِعْمَةِ رَبِّكَ » 11 طبرى : 1 - مجاهد گفته است : يعنى پيغمبرى را بمردم يادآورى كن 2 - مسلمانان معتقد بودند كه يك جور شكر نعمت اين است كه آن نعمت را با ديگران بگويند و نقل كنند . مجمع : امام صادق عليه السّلام فرمود : يعنى آنچه را خدا به تو داده و برترت كرده و روزى رسانده و احسان كرده و راهنمائيت نموده جمله را براى مردم بازگوى . فخر : يعنى چون حقّ يتيم را دادى و سائل را نراندى اين نعمت و توفيق را براى ديگران بگو تا پيروى ز كار نيك تو كنند چنان كه از حضرت حسين ابن علىّ عليه السّلام نقل است كه فرمود « اذا عملت خيرا فحدّث اخوانك ليقتدوا بك » . عبده : مقصود از اين جمله نقل مال و سرمايه نيست چون از پيغمبر شنيده نشده است كه نامى از مال و جلال خود برده باشد بعلاوه كه يادآورى اين گونه برتريها خود ستائى است پس اين جمله كنايه از بخشيدن است يعنى آنچه از نعمت خداوندى به تو رسد به ديگران بده . حسينى : مقصود از نعمت احكام پيغمبرى است و مقصود از حدّث ابلاغ آنها است . و چون نام بخشنده و منعم دلها را به خود متوجّه مىكند از اينروى دستور داده شده است كه نعمت خداوندى را به ياد مردم آورد تا مردم دوست خدا شوند . سخن ما : 1 - لحن اين سوره خود نشان مىدهد كه در روزگار نخستين وحى و الهام فرود آمده است چون در همه ى آن روى سخن با خود پيغمبر است و مطلبى كه مستقيم متوجّه مردم باشد در آن نيست و با سوگند كه آئين بلاغت عرب است آغاز شده تا خاطر پيغمبر مطمئن شود كه بمانند روشنى روز و تاريكى شب شك نيست اين تحريكات درونى و الهامات قلبى تو از آن است كه دوست و مشمول عنايت حقّ شده اى و اگر كمى و نارسائى در خود بيابى انديشه مدار كه دنباله ى كارت دمبدم بهتر است و برتر و نشانه ى درستى اين نويد همان است كه در گذشته ى زندگى خود ديدى با همه نادانى و بينوائى و از دست