مكن . « فَلا تَنْهَرْ » جلوگيرى مكن و از پيش خود مران .
جهت نزول : اسباب النّزول : نقل است كه پيغمبر يك شب يا دو شب بيمار شد و نيمه شب به عبادت بلند نشد . زنى عرب به آن حضرت عرض كرد :
گويا شيطانت تو را رها كرده است اين سوره به جواب اين سخن نازل شد و نقل است چندى وحى به پيغمبر نرسيد مردم گفتند : پيغمبر را رها كردند اين سوره نازل شد .
ترجمه : بنام خداى بخشنده به آفريدگان مهربان بفرمانبران
1 سوگند بروز روشن
2 و به شب تيره و آرام
3 كه خدايت نه تو را به خود گذارد و نه ناپسند و دشمن داشت
4 و البتّه پايان زندگانيت بهتر ز اوّل بود
5 چه خداى تو چندان بخشدت كه خشنود شوى
6 نه مگر يتيم و بىپناه بودى و او پناهت داد و نگهبانيت كرد ؟
7 و هم راه دين و زندگى ندانستى و او راهنمايت بود ؟
8 مگر تو درويش و نيازمند نبودى كه خداى تو بىنيازت كرد ؟
پس يتيمان را تو زير دست و بيچاره ى خود مكن
10 و نه گدايان را ز خود رانده و نااميد كن .
11 و نعمت پروردگار خود ياد كن و باز گوى .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره يازده آيه است و همگى به مكّه نازل شده است .
كشف : اين سوره ى سوّم است كه نازل شده است چون نخستين « اقْرَأْ » بوده است و دوّمين « ن وَالْقَلَمِ » و پس از آن اين سوره .
« وَالضُّحى » 1 مجمع : چند معنى شده است : 1 - سوگند به روشنائى همه ى روز 2 - نخستين ساعت روز 3 - وسط روز كه بلندى آفتاب باشد و بعضى گفتهاند : يعنى سوگند به خداوند روز . و « إِذا سَجى » يعنى چون شب بر قرار شد يا تاريكى شب همه جا را پوشاند و يا تاريكى شب جلو آمد .
« ما وَدَّعَكَ - الخ » 3 كشف : اين جمله جواب سوگند اوّل سوره است يعنى خداى تو را از بخشش خود و گرامى داشتن و وحى كردن رها نكرد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 593
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٩٣