خاست پيغمبر خود دروغگو شمردند
13 و او پندشان داد : اين شتر [ كه معجزه ى او بود و يك روز همه ى آب آن آبادى را مىخورد و به همه ى آنها شير مىداد ] از سوى خدا است او را با نوبت آبش به خود گذاريد
14 ليكن آنها اين سخن او را نپذيرفتند و پى حيوان بريدند و پروردگارشان به اين گناه [ سخت آزارى ] فراگيرشان كرد كه با خاك يكسانشان نمود
با اينكه ترسى از چنين سر انجامشان نبود .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره به مكّه نازل شده است و به حساب قاريهاى مكّه و دسته اوّل قاريهاى مدينه آيات اين سوره شانزده است كه جملهء « فَعَقَرُوها » را آخر آيه دانستهاند و به حساب ديگران پانزده است كه از « فَكَذَّبُوه - تا - فَسَوَّاها » يك آيه شمردهاند .
« وَضُحاها » 1 طبرى : در مقصود از اين كلمه اختلاف است 1 - يعنى سوگند بخورشيد و روز آن چون معنى « ضحى » همه ى روز است 2 - سوگند به روشنى آن .
كشف : 1 - بعضى گفتهاند : ضحى هنگام بر آمدن خورشيد است كه روشنى آن صاف و پاكيزه است 2 - مقصود گرمى خورشيد است چون در سوره ى طه گفته است « وَلا تَضْحى » يعنى گرمى آن تو را نيازارد .
« إِذا تَلاها » 2 مجمع : 1 - يعنى چون در نيمه ى اوّل هر ماه خورشيد غروب كند ماه بدنبال آن آيد و جانشين آن باشد در روشن كردن زمين 2 - در شب اول چون خورشيد برود ماه بدنبال آن آيد 3 - در پانزدهم كه با غروب خورشيد در آمدن ماه است 4 - در همه ى ماه چنين است كه در نصف اوّل ماه بدنبال خورشيد است و خورشيد در جلو آن و در نصفه ى دوّم بر آمدن ماه از پس فرو رفتن خورشيد است .
« وَالنَّهارِ إِذا جَلَّاها » 3 ابو الفتوح : 1 - يعنى سوگند بروز كه آفتاب را پديدار كند 2 - يعنى سوگند بروز چونكه تاريكى را روشن كند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 583
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٨٣