و فرمانبرى رعايت همين دو كار است كه دانشمندى گفته است : « الأصل في التّصوّف أمران صدق مع الحقّ و خلق مع الخلق » يعنى پايه ى صوفىگرى دو چيز است با خدا براستى و با مردم به خوشخوئى و درستى .
تأويلات : اين چهار آيه از « أَوْ إِطْعامٌ » - تا - « بِالْمَرْحَمَةِ » فضائل چهار - گانه ى عفّت و حكمت و عدالت و شجاعت راههاى تكامل انسانى را به اختصار و سادگى بيان كرده است : 1 - اطعام به مستحقّ كه بهترين افراد عفّت است 2 - حكمت است كه آدمى را مؤمن مىكند و ايمان برترين حكمتها است كه با علم و يقين پيدا مىشود 3 - صبر و شكيبائى كه برترين شجاعت است 4 - حقيقت عدالت شفقت و مرحمت است .
« نارٌ مُؤْصَدَةٌ » 20 مجمع : مؤصدة با واو و همزه هر دو قرائت شده است و لغت عرب است .
سخن ما : 1 - در آيت دوّم جمله ى « أَنْتَ حِلٌّ » چون ممكن است از حلول باشد بمعنى وارد شدن و درون شدن و ممكن است از حلّ و حلال بمعنى روا و غير ممنوع باشد از اينروى ما جورى معنى كرديم كه با هر دو معنى بسازد اوّل زادگاه كه با معنى حلول مناسب است . دوّم رفتار كه با معنى دوّم مناسب است زيرا معانى كه از مفسّرين و نيز چند معنى كه از امام فخر نقل كرديم با اين دوّم سازگار است .
2 - در آيت 15 قيد بكلمات « ذا مَقْرَبَةٍ » براى اطعام يتيم شايد اين باشد كه چون با بودن نيازمند نزديك ، بخشش به آنها كه دورترند خلاف انصاف باشد پس آنكه از راهى قرابت دارد چه از راه دين مثل سادات و اقرباى پيغمبر يا قرب در دين كه فرزند مسلمان باشد نسبت به فرزند غير مسلمان و يا قرب دوستى از ناشناسى و يا قرب جوار و همسايگى يا قرب وطن نسبت به يتيم غير هم وطن يا قرابت و خويشاوندى نسبت به غير خويشاوند همه ى اينها شايسته تر بوارسى و كومك هستند ، از اينروى شايد كلمهء « ذا مَقْرَبَةٍ » همهء اين معانى را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 581
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٨١