تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
است كه يكى تبديل بالف شده است و اين در زبان عرب زياد است . « كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها » 11 طبرى : 1 - طغوى نام آن آزارى است كه بر ملَّت ثمود رسيد چنان كه در آيت ديگر است « فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ » و آن عذابى بوده است كه طغيان و تجاوز بر آنها كرده است و بىاندازه آنها را آزرده است و معنى چنين است : عذابى كه پيغمبر گفته بود دروغ شمردند 2 - چون نافرمان بودند پيغمبر را دروغگو دانستند 3 - همگىشان پيغمبر را دروغگو خواندند . ابو الفتوح : « طغوى » با ضمّ طاء نيز قرائت شده است . « فَسَوَّاها » 14 ابو السعود : 1 - آن عذاب همه را يك سال گرفت از بزرگ و كوچك كه كسى نماند 2 - آنها را با زمين برابر كرد 3 - همه را بيكسان گرفت كه كم و زياد نداشت . « وَلا يَخافُ عُقْباها » 15 فخر : 1 - خدا باكى از اين آزار نداشت و چيزى از آن فروگذار نكرد 2 - صالح پيغمبر ترسى نداشت كه پايان اين عذاب چه خواهد بود 3 - به آن مرد بدبخت آزار رسيد با اينكه در انديشه ى سر انجام آن بدكارى خود نبود . سخن ما : 1 - اين سوره با سوگندى چند آغاز شده است تا خاطرنشان كند كه آدمى اگر هوى پرست نبود رستگار است و اگر خودكامه بود بىبهره از زندگى و زيان برده است و نمونه اى از سر انجام دردناك هوىپرستى مردم پيشين آورده شده است كه ملت ثمود معروف نزد اعراب بنام و آثار بازمانده از پس طغيان و تجاوز و سودجوئى بود كه شتر را كشتند و نابود شدند . 2 - در آيت 11 و 14 جمله هاى كذّبت و كذّبوه تكرار شده است شايد مقصود از جمله ى اوّل دروغ شمردن ادّعاى پيغمبرى و شخصيّت صالح پيغمبر باشد و جمله ى دوّم براى نتيجه ى تكذيب است كه نافرمانى باشد يعنى چون او گفت حيوان را با نوبت آبش به خود گذاريد و متعرّض نشويد آنها مانند كسى كه او را دروغگو شمارند سخنش نپذيرفتند و شتر را پى كردند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 585 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )