« أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً » 6 ابو الفتوح : 1 - مقصود از انسان وليد بن مغيره است و اين جمله گفتار او است كه مال فراوانى در دشمنى محمّد نابود كردم .
2 - مقصود حارث بن عامر بن نوفل بن عبد مناف است كه او مسلمان شده بود و پيغمبر دستور زكات به او داده بود و چون گناهى مىكرد و از آن حضرت مىپرسيد چه كنم در برابر گناهم ؟ مىفرمود كفّاره بده اين آيه نقل سخن او است كه از آغاز مسلمانى خود مال فراوان تلف كردم . و كلمه ى « لبد » با ضمّ لام و باء و نيز با ضمّ لام و فتح باء و هم با تشديد باء سه جور قرائت كردهاند .
فخر : مقصود آن مال فراوانى است كه عرب دوران جاهليّت بنام بزرگوارى به كار مىبرد و ادّعاى شأن و شرف براى اين كار خود ميكرد .
« هَدَيْناه النَّجْدَيْنِ » 10 طبرى : 1 - يعنى راه خوب و بد به او نموديم و قتاده و حسن بصرى گفتهاند : از پيغمبر ( ص ) نقل است كه فرمود : مقصود راه خوب و بد است و خداوند راه بد را براى شما مطلوبتر و پسنديده تر در نظرتان از راه خير نكرده و شما را جورى نيافريده كه راه بد را از راه خوب بيشتر دوست بداريد 2 - مقصود دو پستان مادر است كه در نوزادى راهنمائى شده است به پيدا كردن راه روزى خود .
مجمع : كلمه ى نجدين به صورت مثنى براى خير و شرّ است با اينكه اگر خير نجد است و ارتفاع شرّ پستى و انحطاط است پس چرا هر دو بيك صورت آمده است ؟ جواب اين است كه : 1 - هر دو مانند جاى بلند نمودار هستند و همين مناسبت نمودارى است كه به صورت مثنى آمده است 2 - براى اين است كه اگر كسى از راه بد دورى كرد وسيله ى شرف و رفعت مقام او مىشود پس راه بد هم نجد ناميده شده است از جهت نتيجه 3 - اين كلمه به عادت عرب است كه دو چيز را بنام يكى به صورت مثنى تلفّظ مىكنند مثل شمسين ، قمرين ، والدين و نظاير اين در زبان عرب زياد است .
« فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ » 11 طبرى : يعنى بر پشته ى ميان جهنّم بالا نرفته
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 578
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٧٨