تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
مجمع : ابو مسلم گفته است : يعنى سوگند ياد نميكنم به اين شهرى كه تو را حلال دانستند بيازارند و آبرويت بريزند پس براى چنين شهرى كه احترام تو رعايت نمىشود ارزشى و حرمتى نيست و همين معنى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود : قريش شهر مكّه را بزرگ مىداشت و پيغمبر را مىآزرد به اين آيه آنها سرزنش شدند كه كشنده پدر خود را در اين شهر آزاد مىگذاريد و اگر كسى پوست درختان حرم را به گردن مىآويزد او را آزار نمىكنيد ولى پيغمبر را مىآزاريد و دشنام مىدهيد . ابو الفتوح : واو اوّل آيه واو حاليّه است و مقصود آن يك ساعت روز فتح مكّه است كه بر پيغمبر حلال شد جنگ كند و چند نفر را بكشد و اسير كند و پس از آن ساعت براى پيغمبر و ديگران حرام شد كه تا قيامت اين كار تكرار نشود و آن حضرت فرمود « انّ اللَّه حرّم مكّة - الخ » . فخر : براى آيه پنج معنى نقل شده است : 1 - تو در اين شهر هستى و اين منزلتى است براى آن و شايسته ى سوگند است 2 - تو در چشم اين مردم حلال هستى كه آزارت كنند و اگر توانند بكشند 3 - براى تو در اين شهر حلالست آنچه بر ديگران حلال نيست 4 - تو حلال از حرام مىشناسى و آنچه خلاف احترام مكّه است نمىكنى ولى اين اعراب آن را رعايت نمىكنند 5 - يعنى تو در اين شهر و از مردم اينجا هستى و همه تو و تبارت را مىشناسند و آگاهند كه در همه ى زندگى خود كمترين كار بد نكرده اى و چون سوگند به اين شهر ياد شده است گفته شده است كه اگرچه اين شهر شريف است و شايسته ى سوگند ولى تو از آن بيگانه نيستى . و اين خود نشانه ى مقام پيغمبر است كه شخص بىهويّت ناشناسى ادّعاى پيغمبرى نكرده است بلكه اهل اين شهر و داراى امتيازات اين مردم بوده است و نامدار و برتر . روح البيان :
اى كعبه را ز يمن قدوم تو صد شرف وى مروه را ز مقدم پاك تو صد صفا
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 576 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )