فراگيرشان شود كه هرگز رهاشان نكند .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره بمكّه نازل شده است و بيست آيت است باتّفاق همه .
« بِسْمِ اللَّه - الخ » كشف الاسرار نام ملكى كه از كفى ، مركز غبرا كرد و از دودى قبّه ى خضرا كرد ، شواهد قدرت در خطَّه ى فطرت پيدا كرد از پاره اى گوشت زبان گويا كرد ، از پاره اى پيه چشم بينا كرد و از پاره اى خون دل دانا كرد . هر چه كرد بجلال و كبريا كرد . از جمله ى خلايق بنده اى را جدا كرد نام او محمّد مصطفى كرد او را كان كرم و وفا كرد ، از شرف و كرامت او بقدمگاه او سوگند ياد كرد كه « لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ » .
كشف : 1 - كلمه ى « لا » براى نفى نيست كه بفهماند : سوگند ياد نمىكنم بلكه برسم سخن عرب است كه مىگويد « لا و اللَّه لأفعلنّ » پس معنى اين « لا » تأكيد قسم است 2 - لا زيادى است و براى تأكيد مطلب 3 - براى جلوگيرى از ادّعاى منكرين است كه در آيات و سوره هاى ديگر نقل شده است 4 - همزه در تقدير است كه در جمله نيست و به معنى « الا اقسم » است يعنى آيا سوگند ياد نكنم به اين شهر ؟
عبده : در سوره ى و الشّمس گفتيم اين قسم است بدليل اين آيه « فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّه لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ » و يك گونه قسمى است كه براى تأكيد آن « لا » زياد مىكنند يعنى چنان نمودار است كه نياز به قسم نيست و گفتهاند :
براى تعظيم مورد سوگند است كه چندان بزرگ است كه نشايد بسوگند بزرگش داشت .
« وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ » 2 طبرى : مقصود از بلد مكّه است و مقصود از حلّ روا بودن است كه آنچه در اين شهر بر ديگران حرام است بر تو حلال است كه كسى را بكشى و يا اسير كنى چنان كه روز فتح مكّه ابن خطل را كه به پرده هاى كعبه چسبيده بود دستور داد گرفتند و كشتند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 575
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٧٥