معنى لغات : « كَبَدٍ » دشوارى ، سختى ، بزرگى شكم . لبد بر هم پيچيده و انباشته مانند پشم بر هم فشرده و مال لبد كنايه است از زيادى سرمايه .
« مَسْغَبَةٍ » گرسنگى . « مُؤْصَدَةٌ » از مصدر مجرّد وصد بفتح اوّل و سكون دوّم به معنى پايدارى ، در جائى ماندن و اقامت كردن .
ترجمه : بنام خداى بخشنده و مهربان
1 نه جاى سوگند است به اين شهر مكّه
2 كه زادگاه تو است و رفتارت در آن بمانند ديگران نبوده است و نخواهد بود
3 و نيز سوگند به پدر فرزندى
4 كه آدمى ز ما آفريده ى رنج است و سختى
5 مگر او پندارد كه كسى توان او ندارد
6 كه گويد : چه مال انباشته بباد دادم [ در دشمنى دين و پيغمبر ]
7 و گويد يا پندارد كه كس او را نبيند [ و خدا را شاهد كار خود نداند ]
8 نه ما دو چشم برايش درست كرديم
9 و هم زبان و دو لب
10 و راهنمايش بهر دو راه شديم [ كه خوب يا بد گزيند ]
11 ولى او خود را به راه دشوار نينداخت
12 و تو ندانى كه آن چه باشد ؟
13 آن آزاد كردن بنده است
14 و بروز گرسنگى سير كردن
15 يتيمى ز خويشان
16 يا بيچاره اى ز خاك نشينان
17 و هم ز آن مؤمنين شدن كه سفارش به شكيبائى كنند و مهربانى
18 پس چنين كسان مردان راستى و فرخندگى بوند
19 و آنان كه كافر و رو گردان ز آيات ما شدند ياران چپند و شوم و نافرخنده
20 و آتشى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 574
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٧٤