مىآيد .
« النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ - الخ » 27 ابو الفتوح : 1 - ابن زيد گفت نفس مطمئن آن كس است كه واجبى ترك نكرده است و معصيتى مرتكب نشده است .
2 - يعنى آنكه دلش آرام باشد از شك و دو دلى در دين 3 - آن كس كه نامه ى عملش بدست راستش دهند دلش از ترس دوزخ و گرفتارى آرام باشد .
4 - راضى بفرمان حقّ باشد و آنچه بر سرش آيد بىتاب نشود 5 - يعنى روان مخلص كه خودنمائى و جز خداى بينى در دلش نگذرد 6 - بنام خدا آرام دل باشد چنان كه در اين آيت است « أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » 7 - آنكه توكّل به خدا دارد و به روزى خدا داده آرام دل است . و اختلاف است كه اين سخن به هنگام مرگ است يا بروز رستاخيز و مقصود از « إِلى رَبِّكِ » بقول اوّل يعنى اى روانى كه به دنيا آرام هستى اكنون آنجا را رها كن و بدرگاه خداى برو براى رسيدن بآخرت . و بقول دوّم كه اين سخن در قيامت به مردمان گويند يعنى اى روان آرام برگرد بتن خود كه هنگام مرگ آن را رها كردى . حسن بصرى گفته است : يعنى بر گرد بسوى مزد و بزرگداشت خداوندى . و از ابن عبّاس نقل است كه او آيت 29 را چنين خواند « فادخلي عبدي » .
كشف الاسرار : سيصد و شصت نظر از سوى ملكوت قدس مىآيد و با هر نظرى اين تقاضا مىرود كه « ارْجِعِي » هنوز گاه آن نيامد كه باز آئى و با ما بسازى ؟
وقت نيامد كه ما را باشى ؟
اى باز هوا گرفته باز آى و مرو
كز رشته ى تو سرى در انگشت من است
و زينهار كه چون آئى از راه دنيا نيائى كه قدمت بوحل فرو شود و از راه نفس نيائى كه بما نرسى بر درگاه ما دل را با راست نيز هيچ چيز ديگر را ، راه نيست و بار نيست . بزرگى را پرسيدند كه راه حقّ چون است ؟ گفت : قدم در قدم نيست امّا دل در دل است و جان در جان ، بجان رو تا بدرگاه رسى بدل رو تا به پيشگاه آئى :