تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
« فَصَبَّ » - تا - « سَوْطَ عَذابٍ » 13 طبرى : چون مردمى كه روى سخن اين آيات با آنها است تازيانه زدن را سختترين آزار مىدانستند هرگاه از سختى آزار كسى خبر مىدادند مىگفتند « ضرب فلان حتّى بالسّياط » و اين جمله از كثرت استعمال مثل شد براى هر گونه عذاب و آزار سخت و مىگفتند « صبّ عليه سوط عذاب » . و ابن زيد گفته است : آن آزار كه آن مردم به آن گرفتار شدند خداوند سوط عذاب ناميده است . مجمع : 1 - يعنى آن تازيانه كه خداوند بكافران زده است عذاب قرار داده است 2 - يعنى پاره اى عذاب بمانند آزار تازيانه كه همه مىدانند به آنها رسيد 3 - خداوند تشبيه كرده است عذابش را بريختن ضربتهاى تازيانه كه پى در پى وارد مىشود تا نابود كند . ابو الفتوح : قتاده گفت : 1 - سوط عذاب يك جور عذاب مخصوص است 2 - سدّى گفته است : يعنى هر روز عذابى باشد غير روز ديگر . و درست اين است كه اين استعاره است مثل يد القدرة و يد النّعمة كه ابزار كار بجاى خود آن آورده شده است . فخر : كلمه ى « سَوْطَ » اشاره است به اين كه آن آزار كه به آنها رسيد در برابر آنچه بجهان ديگر گرفتار خواهند شد همچون تازيانه است در برابر دگر شكنجه هاى سخت . و حسن بصرى چون اين آيه مىخواند مىگفت : خدا تازيانه هاى فراوان دارد و آن مردم را بيكى از آنها گرفتار كرد . و اگر بگويند در آيت دگر است « لَوْ يُؤاخِذُ اللَّه النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ » يعنى اگر مردم مسئول ستمهاى خود در زندگى باشند جنبنده اى بر زمين زنده نمىماند پس با اين آيه كه مىگويد آنها را بتازيانه ى عذاب گرفتار كرد چگونه سازگار مىشود ؟ جواب اين است كه اصل سزا در جهان ديگر است ، و اين گرفتاريها مقدّمه است و مختصر . « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » 14 ابو الفتوح : اين جمله جواب قسم اوّل آيه است