كوه قبيله ى طىّ است و در قلَّه ى آن جايگاه گروه عاد ارم بوده است و در آنجا تصويرهاى در سنگ كنده ديده مىشود .
« لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ » 8 فخر : ابن زبير « يخلق » به صورت معلوم خوانده است يعنى خدا بمانند آن نيافريده و در معنى آن اختلاف است :
1 - يعنى در بزرگى و توانائى بمانندشان كسى آفريده نشده است 2 - بمانند شهر آنها در جهان شهرى درست نشده است . و نقل است كه عاد دو پسر داشت بنام شديد و شداد كه هر دو پادشاه بودند و شديد مرد و شداد به تنهائى پادشاه شد و بر همه شاهان چيره شد و چون وصف بهشت شنيد گفت :
من به مثل آن بسازم و در صحرائى از بيابانهاى عدن بمدّت سيصد سال ارم را ساخت كه شهرى بزرگ بود از طلا و نقره و جواهر و با مردم ملكش بسوى آن روانه شد و هنوز يك شبانه روز راه مانده بود كه به آن جا برسد خداوند آوازى از آسمان بر سرشان زد كه همگى در جاى خود بمردند 3 - بمانند استوانه ها و پايه هاى ساختمانى آنها در شهرها آفريده نشده است .
فى ظلال جايگاه قبيله ى عاد در جنوب جزيرة العرب ميان حضر موت و يمن بوده است . و ثمود در سرزمين حجر ميان مدينه و شام جاى داشتهاند .
« وَفِرْعَوْنَ ذِي الأَوْتادِ » 10 فخر : در مقصود از اين جمله اختلاف است 1 - يعنى قشون و چادر بسيار داشتند كه بهر كجا فرود مىآمدند ميخها بر زمين مىكوبيدند و تيرهاى چادرها بر پاى مىداشتند 2 - يعنى ميخها داشت كه مردم را به آن مىآزرد و به آنها مىبست تا بميرند 3 - يعنى داراى ملك و كشور ثابت چون ميخ و مردان كشورى كه چون استوانه براى مملكت بودند و باصطلاح ستون كشور بودند چنان كه شاعر عرب گفته است :
« في ظلّ ملك راسخ الاوتاد » .
4 - قتاده گفته است : اوتاد استوانه هاى قمار خانه بوده است كه در زير آنها براى بازى قمار مىنشستهاند . و بهر روى اين جمله براى آگاهى بر برترين توانائى آنها است كه جلوگير آزار خداوندى نشد .