معنى عماد اختلاف است : 1 - يعنى داراى بالا و قدّى بلند همچون استوانه چنان كه مىگويند : « رجل عمد » يعنى بلند بالا 2 - يعنى داراى چادر و تير چون در بيابان و چادرنشين بودند و تيرها براى چادرهاى خود داشتند .
3 - داراى ساختمانهاى بلند 4 - داراى استوانه ها و به اين معنى ارم به معنى جا و منزل مىشود يعنى با گروه عاد كه در سرزمين ارم داراى استوانه ها زندگى مىكردند ، و باضافه ى « إِرَمَ » به كلمه ى ذات خواندهاند ، و چون ممكن است « إِرَمَ » بمعنى نشانه باشد معنى چنين مىشود : عاد نشانه دار .
فخر : كلمه ى « إِرَمَ » را حسن بصرى با فتح همزه و راء خوانده است و اگر اسم قبيله باشد عطف بيان است براى عاد و اگر اسم سرزمين يا بمعنى نشانه باشد مضاف اليه است كه مضاف آن در جمله نيامده است يعنى عاد ساكن ارم يا عاد داراى نشانه و علم . و ابن زبير عاد را اضافه بارم كرده « عاد ارم » قرائت كرده كه دليل بر احتمال دوّم است و مقصود از نشانه ى آنها ساختمان به شكل قبر يا مناره بوده است .
طنطاوى : مىگويند : نژاد سامى كه پيدايش او در بين النّهرين يا جزيرة العرب بوده است در حدود چهار تا پنج هزار سال پيش از ميلاد در بيابانهاى شام و مصر و عراق و سينا پيدا شدهاند . و چون بعضى شهر نشين شدند و هر دسته ى به جائى رفتند چنان كه در بابل حكومتى تشكيل دادند و نيز در يمن و حجاز و ديگر اطراف جزيرة العرب پراكنده شدند و بعضىشان به تدريج نابود شدند و بنام بائده در تاريخ نامشان باقى ماند مثل طسم و جديس و عاد و ثمود . بعضى گفتهاند : قحطانيها كه از ساميهاى ساكن بابل بودند به طرف سرزمين عاد روانه شدند و چون گروه عاد بدنبال نافرمانى پيغمبرشان هود نابود شدند آنها جاى اينها را گرفتند . و عرب را رسم است كه هر چيز قديمى را بعاد منسوب مىكنند و مىگويند عادى يعنى از دوران عاد باقى مانده است و ياقوت در معجم گفته است : جشّ ارم كوهى است در سرزمين اجا كه يكى از دو
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 564
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٦٤