تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
عدد است به همين گونه كه خداوند آغاز و انجام و علَّت ايجاد است و به همان گونه كه واحد جزء ندارد و مانند ندارد خداوند بىجزء و بىنظير است و همچنانكه واحد فراگير همه ى اعداد است و ريشه ى پيدايش آن خداوند نيز عالم و محيط به همه چيز و به ماهيّت اشياء است . « وَاللَّيْلِ إِذا يَسْرِ » 4 طبرى : يعنى آنگاه كه شب برود و بعضى گفته‌اند : مقصود شب فراهمى حاجيان است در مزدلفه كه سرزمينى است ميان عرفات و منى و شب دهم ذيحجّه در آنجا مىمانند و صبح از آنجا به منى مىروند . و بعضى قاريها « يسري » با ياى آخر خوانده‌اند كه لام الفعل كلمه است چون از سرى يسرى است كه به معنى سير و حركت در شب است و عموم قاريها بدون يا خوانده‌اند براى همانندى آخر آيات . ابو الفتوح : اهل معنى گفته‌اند : يعنى سوگند به شب كه مردم در آن روانه مىشوند و راه مىروند مانند نهار صائم و ليل قائم يعنى روز مرد روزه دار و شب مرد ايستاده به نماز . فخر : يعنى سوگند بشب چون بگذرد و به پايان رسد مثل « وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ » چون « سرى اللَّيل » به معنى ردّ شدن و منقضى شدن شب است . و جواب قسم يا « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » است يا بقول كشّاف بجمله آورده نشده است يعنى سوگند به اينها كه كافران را گرفتار و آزار مىكنيم . « ألَمْ تَرَ » فخر : چون اخبار عاد و ثمود بسيار مشهور بود و همه مىدانستند بطورى كه گويا بوده‌اند و ديده‌اند و فرعون هم به مصر نزديك عربستان بود و يهود از آن خبردار بودند از اين جهت به اين جمله گفته شده است كه مگر نديده اى ؟ « بِعادٍ إِرَمَ - الخ » 7 ابو السعود : 1 - يعنى عاد كه از اولاد ارم است چون ارم نام پدر اعلاى آنها است 2 - ممكن است نام سرزمينشان باشد يعنى عادى كه در سرزمين ارم زندگى مىكرد و با سكون راء نيز خوانده‌اند . و در