كلمه است « فِي عِبادِي » به حساب كوفيها آيتى جداگانه است و به حساب مردم مدينه كلمات « نَعَّمَه » ، « عَلَيْه رِزْقَه » ، « بِجَهَنَّمَ » را آخر آيه دانستهاند پس به حساب مردم بصره كه هيچيك از اين چهار را آخر آيه ندانستهاند بيست و نه آيه مىشود و همه ى اين سوره بمكّه نازل شده است .
« بِسْمِ اللَّه - الخ » كشف الاسرار : بسم اللَّه كسى داند كه دلى صافى دارد و در دل يادگار الهى دارد ساحت سينه از لوث غفلت پاك دارد نظر اللَّه پيش چشم خويش دارد . خلوت « هُوَ مَعَكُمْ » نقش نگين يقين خود گرداند عين بيدارى و هشيارى شود . تا چون نام او گويد طنطنه ى حروف به سمعها مىرسد و غلغله ى عشق بجانها مىبود .
« وَالْفَجْرِ وَلَيالٍ عَشْرٍ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ » 3 طبرى : در مقصود از اين كلمات اختلاف است : 1 - مقصود از فجر همه روز است كه خدا به آن سوگند ياد كرده است 2 - مقصود قسم به نماز صبح است 3 - سوگند به سپيده دم صبح است .
و ليال عشر مقصود سوگند بده شب اوّل ماه ذيحجّه است كه همان ده شبى است در ميعاد موسى افزوده شده چنان كه در قرآن است « وَأَتْمَمْناها بِعَشْرٍ » 1 - سوگند بده شب اوّل ماه محرّم است كه اوّل سال است ، و مقصود از شفع روز عيد قربان است و وتر روز عرفه است 2 - شفع دو روز بعد از قربان است و وتر روز سوّم است كه در اصطلاح حجّ روز نفر آخر مىنامند يعنى آخرين روز كوچ حاجيان از منى كه در قرآن اجازه داده شده است به اين آيه « فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْه وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْه » يعنى آنكه شتاب كرد و به دو روز اوّل پس از روز قربان روانه شد گناهى نكرده است و آنكه بدنبال ماند و روز بعد روانه شد نيز گناه نكرده است 3 - شفع مردمند كه جفتند و وتر خداوند است كه يكتا است 4 - شفع نماز صبح است و وتر نماز مغرب است 5 - مجاهد گفته است هر چيزى شفع است و زوج چون حقّ و باطل سعادت و شقاوت ، شب و روز ، آسمان و زمين ، گمراهى و هدايت و جنّ و انس و خدا است كه وتر است
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 560
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٦٠