به آسمان كه چگونه بالا رفته است
19 و اين كوهها چگونه بر جاى نهاده
20 و به اين زمين چنين هموار [ كه هر يك نشانه ى قدرت خداوند است ]
21 پس اى محمّد تو پندشان ده كه كار تو همين است
22 و گماشته بر آنان نباشى
23 و آنكه كافر شد و رو گردان ز تو پندت سودش ندهد
24 و ز آن پس خداوند به آزار بزرگتر گرفتارش كند
25 چون بازگشت همگىشان بسوى ما بود
26 و ز ان پس شمار كارشان بر ما است .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره بيست و شش آيه است كه همگى بمكّه آمده است .
« الْغاشِيَةِ » 1 طبرى : 1 - ابن عبّاس گفته است : يعنى روز رستاخيز .
2 - سعيد بن جبير گفته است : يعنى آتشى كه فراگير روى كافران است .
« وُجُوه - الخ » 2 مجمع : 1 - يعنى بعضى صاحبان صورت كه كافرند و چون بيچارگى و خوارى در صورت نمايان مىشود بجاى « كافرون » « وُجُوه » گفته شده است 2 - مقصود از وجوه اعيان و بزرگان است چنان كه عرب مىگويد « جاءني وجوه بني تميم » يعنى بزرگان بنى تميم نزد من آمدند .
« عامِلَةٌ ناصِبَةٌ » 3 فخر : اين دو كلمه سه جور معنى شده است 1 - يعنى چهره هائى خوار و ذليل هستند كه در دنيا كار كردند و رنج بيهوده كشيدند چون در دين باطل بودند و اعتقاد بر خلاف داشتند و آنچه عبادت كردند و رنج بردند بسزاشان گرفتار آتش و خوارى مىشوند 2 - چهره هائى در آن جهان خوار است و در كار رنجآور است كه كافران باشند و آنها را در زير زنجيرهاى آتشين وادار به بالا رفتن از كوههاى آتشين مىكنند كه كار مىكنند و رنج مىبرند 3 - آنها كه در دنيا خاشع و فرو تن بودند و كارى مىكردند كه بر خلاف دستور حقّ بود در آن جهان برنج كار خود گرفتارند .
« تَصْلى ناراً » 4 مجمع : با فتح تاء به صيغه ى معلوم و با ضمّ به صيغه ى مجهول خواندهاند چون بهر دو گونه در قرآن آمده است مثل « سَيَصْلى ناراً » و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 553
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٥٣