تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
نيست چون امر بجهاد براى ايمان پذيرفتن در دل نيست و هميشه اين يادآورى لازم است و آنكه بدل نپذيرد گناهى بر پيغمبر نيست . ابو الفتوح : كلمه ى « بمسيطر » با سين قرائت ابو عمر و كسائى است . « إِلَّا مَنْ تَوَلَّى - الخ » 23 طبرى : اين آيه دو جور معنى شده است : 1 - يعنى تو يادآورى كن مگر آنكه پشت به تو كرد و كافر شد كه لايق پند و تربيت نيست و خدا عذابش مىكند 2 - اين استثناى منقطع است و معنى اين است تو چيره بر آنها نيستى ولى آنكه پشت كرد و كافر شد خدا او را به شكنجهء بزرگ شكنجه مىكند و نشانه ى استثناى منقطع اين است كه بجاى الَّا اگر انّ بگذارند معنى درست باشد چنان كه در اينجا مىشود گفت : البتّه آنكه روىگردان شد خدا به عذاب بزرگ گرفتارش مىكند ليكن در مثل سار القوم الَّا عليّ نميشود گفت همه رفتند البتّه عليّ زيرا اين استثناى حقيقى است . « الْعَذابَ الأَكْبَرَ » 24 مجمع : يعنى هميشه در آتش خواهد بود و آن بزرگتر آزار و گرفتارى است . چون در اين جهان گرفتار گرسنگى و اسارت و كشتن و جنگ و غارت بودند در آن جهان آنچه ببينند از اين بزرگتر است . و ابن مسعود چنين خوانده است « فانّه يعذّبه اللَّه » . « إِلَيْنا إِيابَهُمْ » 25 فخر : ايّاب با تشديد ياء خوانده شده است . در كشّاف گفته است : وزن آن فيعال است و مصدر ايّب بر وزن فيعل و ريشه ى آن اياب است و ممكن است اصل آن اواب بر وزن فعال باشد و به صورت ايواب مانند ديوان تلفّظ شده است كه از دوّن گرفته شده و بعد از آن باعلال سيّد اعلال شده است كه « سيود » بوده است و چون واو و ياء متّصل بهم بوده است و اوّلى ساكن واو را تبديل بياء كرده‌اند و سيّد تلفّظ كرده‌اند چنان كه مرضىّ و معنيىّ اسم مفعول است و بايد مرضوى و معنوى باشد به همين قاعده به اين صورت تلفّظ مىكنند . « ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا » 26 روح البيان : كلمه ى ثمّ براى تأخّر زمانى نيست