مردم مدينه صدقه اى بهتر از فطره و آب دادن نمىدانستند . و در معنى جملهء آخر آيه « فَصَلَّى » نيز اختلاف است : 1 - مقصود نماز شبانه روزى است 2 - نماز عيد است 3 - بمعنى اصلى صلاة و ذكر است كه دعا و ياد خدا باشد .
فخر : به جمله ى « ذَكَرَ اسْمَ رَبِّه » فقهاء استدلال كردهاند كه تكبيرة - الاحرام پيش از نماز واجب است چون جمله ى « فَصَلَّى » بعد از آن است و ابو - حنيفه گفته است : چون حرف « فاء » ميان دو جمله آورده شده است معلوم مىشود كه تكبيره الاحرام جزء نماز نيست و چون ذكر ربّ گفته شده است و مقيّد به تكبير نشده است پس افتتاح نماز بهر يك از اسماء خدا جايز است . ولى حقّ اين است كه مقصود بطور كلَّى به ياد خدا بودن و نماز خواندن است و خصوص تكبير گفتن و دنبال آن به نماز پرداختن نيست .
« تُؤْثِرُونَ » 16 مجمع : با تاء به صيغه ى خطاب بمردم خواندهاند و با ياء به صيغه ى غايب يعنى آن اشقيا بر مىگزينند .
« إِنَّ هذا لَفِي - الخ » 18 ابو الفتوح : يعنى اين گفته ها در كتابهاى پيشينيان است كه ابراهيم و موسى باشند و در حديث است كه بصحف ابراهيم گفته شده است : خردمند بايد زبان خود در اختيار داشته باشد و وقت شناس باشد و پيوسته در كار خود باشد و روى دلش به آن باشد .
فخر : در مقصود از كلمه ى « هذا » سه قول است : 1 - تمام مطالب اين سوره در كتابهاى آسمانى پيشين بوده است چون جمله ى آن توحيد است و نبوت است و بيم و نويد و اعمال نيك 2 - مقصود آيت « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى » است چون نقل است ابو ذرّ از پيغمبر پرسيد : آيا اكنون هم از گفته هاى صحيفه هاى ابراهيم و موسى چيزى هست ؟ فرمود : اين آيه را بخوان « قَدْ أَفْلَحَ - الخ » 3 - اشاره است بنزديكترين آيه « وَالآخِرَةُ خَيْرٌ - الخ » . و روايت است كه أبو ذر از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : كتاب آسمانى چند بوده است ؟ فرمود : صد و چهار كتاب .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٥٠