تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
است كه هر كس پيرايه اى به آن بست نابودش نموده ، و نيز نقل است كه فرمود « يسّروا و لا تعسّروا » يعنى كار راى آسان بگيريد و بر خود دشوار نكنيد . و هم فرمود : « رحم اللَّه رجلا سمحا اذا باع و اذا اشترى و اذا اقتضى » يعنى خدا بيامرزد آن راى كه در خريد و فروش و خواهش با مردم بگذشت و مردانگى رفتار كند . « المؤمن هيّن ليّن انّ ابغض الرّجال الى اللَّه الألدّ الخصم » يعنى رفتار مؤمن با آسانى است و نرمى و بدترين مردم به پيشگاه خداوند آن است كه سر - سخت است و لجوج باشد . و چنان از دشوارى و سختى رو گردان بود كه اين گونه كلمات و نامها بد و ناپسندش بود چنان كه مردى گفت نام من حزن است به فتح حاء - بمعنى زمين ناهموار و سخت - فرمود : خود راى سهل بنام . و زنى به نام عاصيه راى جميله نام داد . ترمذى نقل كرده است كه فرمود « انّ المعروف ان - تلقى اخاك بوجه طلق » يعنى كار نيك آن بود كه با روى گشاده رو به روى دوست خود روى . و روش آن حضرت همگى صحنه هائى از گذشت و نرمى و آسانگرفتن كارهاى زندگى است يك نمونه آن كه روزى عربى بيابانى آمد و چيزى خواست و آن حضرت داد و پرسيد به تو نيكى كردم يا نه ؟ او گفت : نه ، كه خير نبينى مردم از سخن او خشمگين شدند و به او در آويختند ، پيغمبر اشاره فرمود كه آرام باشيد و خود به خانه رفت و بدنبال عرب فرستاد و چيزى بيشتر به او داد و پرسيد : به تو نيكى كردم ؟ گفت : بلى ، خدا به تو پاداش نيك دهد . پيغمبر به او فرمود : چون ديروز آن سخن گفتى و مردم راى از تو بد آمد همين كه گفتى برو و بجلوشان بگوى تا از تو خشنود شوند . روز بعد او آمد و پيغمبر فرمود : من به اين عرب چيزى دگر دادم و گمان است كه راضى شده است . او گفت : بلى خدا به تو پاداش خوب دهد . آنگاه پيغمبر روى با مردم كرد و فرمود : داستان من و اين عرب داستان كسى است كه شترش گريخت و مردم دنبالش كردند و حيوان بيشتر فرارى شد و او فرياد كرد دنبالش نكنيد و به من گذاريد كه بهتر مىدانم با او چه كنم و خود جلو رفت و از گياه خشك زمين برداشت و بجلو او داشت تا اندكاندك