معنى لغات : « غُثاءً » كف روى مايع ، برگ پوسيده و لاى آميخته به كف روى سيل . « أَحْوى » سياهى نزديك به سبزى يا قرمزى نزديك به سياهى كه رنگ كبود و جگرى مىنامند . « نُيَسِّرُكَ » از مصدر تيسير بر وزن تفعيل بمعنى آسان كردن چيزى براى كسى و كسى را موفّق بكارى كردن . « صُحُفِ » كاغذ نوشته ، دو طرف ورق كتاب .
ترجمه : بنام خداى بخشايشگر مهربان
1 اى محمّد بستاى و پاكيزه شمار نام پروردگار برتر و بالاتر خود
2 كه آفريد و درست اندام كرد
3 و به اندازه كرد و آنگاه راهنمايش شد
4 همو است كه علف مرغزار و چراگاه از زمين بدر كرد
5 و زان پس گياهى خشك و تيره اش نمود
6 و ما كه خداى تو هستيم به زودى چنان تو را قرآن خوان كنيم كه فراموشت نشود جز آن را كه بسرنوشت باشد
7 چه او بداند آواز بلند و كار آشكار و آنچه پوشيده بود
8 و هم تو را توفيق دهيم كه كارت آسان شود و راهنمائيت بدرستى انجام گيرد
9 پس تو مردم را پند بده و به ياد حقّ بدار كه البتّه سودمندشان شود
10 چه آنكه در دل از خدا بترسد زود پند پذيرد
11 و آنكس از پند گريزد كه بخت برگشته است
12 و سوختنى به آتش بزرگ باشد
13 وز آن پس نه در آن بميرد و نه بآسودگى زنده بماند
14 پس رستگار آن بود كه از مال خود بخشد
15 و نام پروردگار خويش به ياد آرد و نماز كند
16 ولى شما عربها زندگى اين جهان مىگزينيد
17 با اينكه جهان ديگر پاينده است و بهتر
18 البتّه اين سخنان بوده در نبشته هاى پيشينيان چه نامه هاى ابراهيم و چه موسى [ كه جملگى همين گفتند ] .
سخن مفسّرين : مجمع : ابن عبّاس گفته است اين سوره بمكّه نازل شده است . ضحّاك گفته است بمدينه . و نوزده آيه است .
« سَبِّحِ اسْمَ - الخ » 1 طبرى : در معنى اين آيه اختلاف است :
1 - بزرگ شمار پروردگار خود را كه از او برتر و بزرگترى نيست . و قتاده گفته است : شنيدهايم كه چون پيغمبر اين را مىخواند مىفرمود « سبحان ربّي
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 541
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٤١