فخر : كيد از سوى خداوند يا به اين است كه آنچه آنها براى آزار پيغمبر انديشيده بودند نابود كند و در برابر او را يارى كند و دين او را بجهانيان بشناساند . يا به اين است كه آنها را مهلت دهد تا بآنگاه كه به هيچ روى به راه نيايند و ناگهان گرفتار و نابودشان كند .
« فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً » 17 مجمع : معنى رويدا مهلت كم است چون آنچه يقين است كه خواهد شد فاصله ى آن كم شمرده مىشود و مقصود از مهلت كم انتظار قيامت است يا انتظار پيش آمد جنگ بدر و نابودى اعراب .
و مقصود اين است كه شتاب در نابودى اين كافران مكن و اندكى شكيبا باش كه خدا سزاشان دهد يا در دنيا بگرفتارى شمشير و خوارى و يا در آخرت به گرفتارى آتش . ابن جنّى گفته است : هر سه كلمه بيك معنى است ولى چون منظور تأكيد و استوارى مطلب بود و از تكرار لفظ بايد دورى شود در دوّم به وزن افعل تلفّظ شد و چون باز براى سوّم كرّت بايد گفته مىشد همان معنى به لفظ ديگر آمده است و گفته شده است : رويدا .
كشف : فاصله ى ميان نزول اين آيه و جنگ بدر اندك بوده است و كلمه ى « رُوَيْداً » مصغّر « رودا » است كه بمعنى جنبش اندك است و از همين كلمه گرفته شده است كلمه ى « وَراوَدَتْه الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها » در سوره ى يوسف .
روح البيان : از همّام مولاى عثمان نقل شده است : آنگاه كه قرآن را جمع مىكردند در سه آيه دو دل شدند و آنها را روى استخوان شانه ى گوسفند نوشتند و به من دادند كه نزد ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت ببرم تا آنها روشن كنند من اوّل بابيّ بن كعب دادم اوّل را كه « لا تبديل للخلق » نوشته بود . او به اين جور درست كرد « لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه » ديگرى را كه « لم يتسنّ » بود « لَمْ يَتَسَنَّه » نوشت . سوّمى را كه « فامهل الكافرين » بود او الف را پاك كرد و چنين نوشت « فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ » و زيد بن ثابت آنها را ديد و وارسى كرد و من بردم نزد آنها و در قرآن به اين گونه نوشتند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 539
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٣٩